نظرت راجع به G-Technology چیه؟ من یه مورد باهاش کار کردم و خوب بود. البته اونموقع Firewire 800 تو بورس بود و Thunderbolt هنوز معرفی نشده بود.amirazizi نوشته شده: این LaCie های Thunderbolt دست همه هست و شما هر جا میرید از اینا می بینید.
نظرت راجع به G-Technology چیه؟ من یه مورد باهاش کار کردم و خوب بود. البته اونموقع Firewire 800 تو بورس بود و Thunderbolt هنوز معرفی نشده بود.amirazizi نوشته شده: این LaCie های Thunderbolt دست همه هست و شما هر جا میرید از اینا می بینید.
رضا جان کاملا موافقم که یک raid خوب داخلی پیشنهاد خوب و ارزونیه . من باشم بدون شک هر روز یک back up می گیرم چون از raid خاطره بد دارم ولی راه حل بسیار خوبیه .rezag5 نوشته شده: این دوستمون rooznevesht با خیلی کمتر از اینا میتونه توی سیستمش یه رِید راه بندازه با 4 تا هارد که
هم خیلی سریع تره (چون با کابل ساتا مستقیم رفته توی قلب مین بورد) هم خیلی ارزون تره . شاید قیمتش نصف هم کمتر بشه
البته این هارد هایی که امیر پیشنهاد داد برای مک کاملا حیاتی هستن
امیر راستی گفتم فلِیم flame اگر شد
این یک نمونه قیمت:rezag5 نوشته شده:مدل 4 ترابایتیش خوبه که 400 دلاره تقریبا یک و نیم ملیون پولش میشه اونم با دلار خالص بدون سود دلال و مغازه دار
فکر کنم توی بازار حدود یک و شش صد یا یک و هشت صد بتونی پیدا کنی .
و اینکه قدرت CPU همون 1 iPhone اوریجینال از کل توان پردازش NASA تو سال 1969 برای فرود اوردن انسان روی ماه و برگردوندش به زمین بیشتر بودrezag5 نوشته شده: همیشه پشت کامپیوتر که میشینی یادت باشه ژوراسیک پارک 1 رو با کامپیوتر هایی در حد کامپیوتر های پارینه سنگی کار کردن
ترمیناتور 2 هم همینطور . رَم کامپیوتر ها در اون موقع در حد مگابایت بود
من یکبار نظرم را در صفحهٔ اول گفتم. الان هم نظرم همان است. بنظر من برای کار سنگین و حرفهای ویدئو کردن، آیمک علیرغم کیفیت خوب مانیتور و قدرتش، به علت نبودن ساپورت درست و سریع اپل در ایران خرید منطقیای نیست و بهتر است برای اینکار مکپرو با آن حداقل کیفیتی که گفتم خرید (که اولا با کار سنگین خراب نمیشود، دوما در طولانی مدت پول خودش را در خواهد آورد). آنهم پولش خیلی از بودجهٔ شما بیشتر خواهد شد. پس راهی نمیماند بجز همینکاری که رضا یا امیر میگویند، یعنی بروی سراغ پیسی.rooznevesht67 نوشته شده:سلام دوباره به همهی دوستان عزیزم
من واقعن شگفت زده شدم از اینهمه پیگیری و لطف. بینهایت ممنونم از اینکه وقت با ارزش خودتون رو روی این موضوع گذاشتین و بدون تعارف میگم بودن در جمع حرفهایهایی چون شما باعث افتخارم هست و کمترین حُسنش اینه که چیزهای زیادی یاد میگیرم.
جالبه بدونید که بعد از خوندن مطالب تازه فهمیدم چقدر موضوعات و ریزهکاریهای مهمی بوده که از چشمم پنهان مونده و سوالات جدیدی برام پیش اومد که ترجیح میدم همهشون رو در قالب یک سوال نهایی بپرسم تا بیش از این وقت شما عزیزان رو نگرفته باشم.
فارغ از اینکه همهی دوستان از من حرفهای تر و باتجربهترند:
اگر شما ۱۰ تا ۱۱ میلیون پول برای خرید یک سیستم حرفهای تدوین داشتید، عکاس و مستند ساز بودید و میخواستید برای کسب درآمد به تدوینگری و تیزر سازی (بیشتر تبلیغاتی) بپردازید و مهمتر از همه مثل من بهتازگی نامزد کرده بودید، با این پول چه سیستمی و با چه ویژگیهایی را برای کارتان انتخاب میکردید؟
از تکتک دوستان خواهش دارم که بدون تعصب روی برندی خاص و بدون در نظر گرفتن نظر بقیه به سوالم جواب بدن تا بتونم به یه جمعبندی برسم.
سپاس از مهر همگی شما
با احترام
مجید مهرگان
نه رضا جان، فقط چهار تا نقطهٔ آخر جمله رو گذاشتی، بعد باز قیدش رو زدی!rezag5 نوشته شده:… ایلیای عزیز امیدوارم این متنی که نوشتم کمتر به شعر نو نزدیک باشه
در مورد اولی ایلیا جان دقیقا همینطور که گفتی چون براشون قیمت iMac نه تنها اهمیت نداره که هیچ، چون جزو هزینه ها به حساب می اید می تونند به راحتی از مالیاتشون کم کنند و یک جورایی اصلا براشون مجانی در میاد. معمولا هم بعد از ۲ سال ۲۰۰ - ۳۰۰ دلار می فروشند. اینجا یکی از دوستای من که تو Disney feature film هستش یک MacbookPro دو ساله رو که داشتن می فروختن بهش ۳۰۰ دلار دادن تازه اون رو هم تو ۴ ماه از حقوقش کم می کنند !!!Ilia نوشته شده:
اگر میبینید که مثلا در آمریکا یا کانادا بعضی از شرکتهای بزرگ از آیمک برای چنین کارهای سنگینی استفاده میکنند، یک علتش این است که اگر خراب شد، درجا یکی دیگر جایگزینش میکنند و آنرا میفرستند به اپل که تا ۳ سال برایشان با همان هزینهٔ گارانتی تعمیر میکند، بعد از سه سال هم کلا دستگاه را مستهلک شده حسابش میکنند و یکی نو جایش میخرند. قیمتش هم معادل یک مانیتور حرفهای است و برایشان مسئلهای نیست.
به من چه که از تو بخواهم ایراد بگیرم، اما راستش اگر درست بنویسی (نه اینجا، که همه جا)، صحبتهایت جدیتر گرفته خواهد شد. یک نقطهٔ آخر جمله، یا یک ویرگول ناقابل، خواندن متن را بسیار راحتتر میکنه. ببخشید از فضولی.
من این پست بسیار جالب Chavosh را جدا کردم که در بین مباحث گم نشود:chavosh نوشته شده:من هم با این آیمک 27 اینچی 5k در پردازش فایلهای خام دوربینم با کندی سرعت مواجه شدم. ایمپورت فایلهای RAW بسیار زمان میبرد و از آنجاييکه آیمک من فقط هارد HDD داشت و مجهز به حافظههای PCIe نبود تصمیم گرفتم هارد SSD جایگزین کنم. بدلیل موجود نبودن کارت های حافظه PCIe بصورت Third-party و گران بودن گانفیگ اولیه توسط اپل، راه دیگری بجز استفاده از SSD های ساتا بجای HDD نمیماند.
با خواندن ریویوها متوجه شدم که دیگران هم با مشکل من مواجه شدهاند ولی با تعویض HDD با SSD مشکل جدیدی به سیستم اضافه میشود! بدلیل داشتنن سنسور حرارتی تعبیه شده در هاردهای ارجینال اپل و نبود این مکانیزم حفاظتی در SSDها، بعد از آپگرید، فن سیستم با سرعت بالا شروع به کار میکند! ۲ راهکار برای حل این مشکل وجود داشت.
استفاده از نرمافزارهای کنترل دور فن و دیگری اضافه نمودن یک کابل رابط مابین کابل ساتا و SSD که توسط OWC عرضه شده بود که سنسور دما را شبیه سازی میکرد. روش دوم را که به نظرم پایدارتر مینمود را انتخاب کردم و توسط یکی از دوستان(eelia.vision) کابل رابط را همرا با یک براکت برای تبدیل هارد 3.5 اینچی به 2.5 اینچ از OWC تهیه کردم.
http://eshop.macsales.com/item/OWC/DIDIMACHDD12/
حال میماند یک SSD خوب و یک Enclosure که قابلیت اتصال به اس اس دی را جهت تهیه Clone از هارد HDD داشته باشد.
من Enclosure را جنسی خوب گرفتم که در آینده نیز به کارم بیاید.
http://www.transcend-info.com/Products/No-617
و SSD را هم سامسونگ سری 850 پرو ۱ ترا بایت
نتیجه کار این شد:
و بصورت مجزا:
بعد از اینکه از هارد HDD توسط Enclosure و نرمافزار Carbon Copy Cloner یک Clone داخل SSD تهیه کردم، آیمک را با راهنمای سایت IFIXIT براحتی آنچه که توضیح داده شکافتم! بازکردن صفحه نمایشی که با چسب متصل شده بود بسیار راحت بود.
اسپیکر و هارد HDD را باز کردم و SSD را جایگزینش کردم و آیمک یک ماههی من شد این:
در آخر هم صفحه نمایش را بدون چسبهای اشانتیونی که OWC همراه با کابل برایم ارسال کرده بود سرجایش گذاشتم. البته برای چند روز اول، تا پایداری سیستم برایم مسجل شود.
نتیجه فوقالعاده بود. در ابتدا بوت ۵۵ ثانیهای HDD به ۹ ثانیه رسید! ایمپورت فایلهای RAW بسیار روان شده، تابحال هیچ کندی در پردازش عکسهای خام مشاهده نکردهام. سرعت خواندن و نوشتن نیز که در Blackmagic Disk Speed Test و هارد HDD در حدود ۱۵۰ بود در SSD به ۵۰۰ رسیده است. فن هم بصورت نرمال است و تفاوتی با قبل احساس نمیکنم.
تعدادی اسکرین شات از سیستم :
مرحله تهیه Clone:
در کل تجربهی جدیدی بود و بسیار خوشحالم که بدون مراجعه به اپل سرویس اینکار را انجام دادم و امیدوار کننده تر اینکه آیمکام را میتوانم در آینده خودم کانفیگ کنم.
کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 0 مهمان