این چالش تشخیص رنگ را در یک فوروم عکاسی دیدم که به نظرم خیلی جالب آمد. مربعهای رنگی را در جای درست خودشان بگذارید و نمره بگیرید!
من که بار اول نمرهام ۳ شد. هنوز دوباره امتحان نکردهام. بهترین نمره صفر است. http://www.xrite.com/custom_page.aspx?PageID=77
بادرود
بهنام عزیز
پیشنهاد جالبی بود مدتهابود (پس از به خاک سپردن آگراندیسمانهای چاپ عکس رنگی) دقتم را در تشخیص رنگ به چالش نکشیده بودم.
نمره صفر برام بسیار تشویق کننده بود.
من چند سال پیش این تست را داده بودم. چند بار. همه اش صفر شد. شاید هم دقیقا همین نبود ولی روش اش همین بود. آن موقع با یک مانیتور دویست سیصد تومنی این اتفاق افتاد.
الان چند بار امتحان کردم همه اش سه یا چهار می شوم! یا در این سه چهار سال توانایی تشخیص ام ضعیف شده است یا مانیتورم کالیبره نیست.
من با کمال نا امیدی شروع کردم و اصلا از خودم انتظاری نداشتم چون اصولا کارم با رنگ و تصویر و اینها نیست. اما نمره صفر گرفتم!
اولین باری بود در عمرم که از نمره صفر خوشحال شدم.
eysun نوشته شده:من با کمال نا امیدی شروع کردم و اصلا از خودم انتظاری نداشتم چون اصولا کارم با رنگ و تصویر و اینها نیست. اما نمره صفر گرفتم!
اولین باری بود در عمرم که از نمره صفر خوشحال شدم.
مبارک است! انشاءاللّٰه همیشه رفوزه بشی!
البته کسی که با رنگ کار داشته باشد چشمان ورزیدهتری دارد. ولی مقدار زیادی از این آزمایش ارزیابی «ژن» چشم شماست که چه عیاری دارد! البته من فکر میکنم این چالش باید زمان را هم در نظر میگرفت و فاکتور زمان را هم در نمره دادن دخیل میکرد. من مطمئنم که اگر بیست سال پیش این آزمایش را کرده بودم، حتی اگر همان خطاهای امروزم را تکرار میکردم، ولی در تشخیص تفاوت رنگها بسیار سریعالعملتر بودم.
کسانی که در این تست نمرهٔ خوب آوردهاند حتما بایستی از چشمان و دقتشان راضی و شاد باشند. اما کسانی که نتیجهشان پایینتر بوده، نباید ناراحت باشند.
این تست بسیار بستگی به کیفیت و کالیبره بودن مانیتور شما هم دارد و با این روش اصلا نمیشود چشمها را با هم مقایسه کرد. مقایسهٔ درست بایستی با یک مانیتور و تحت شرایط نوری کاملا ثابت صورت بگیرد. اما برای تفریح چیز جالبیست. دستت درد نکند بهنام جان!
من مانیتورم را بطور چشمی کالیبره کردهام. چند بار دیگر هم بطور چشمی خواستم کالیبره کنم که نتیجه به خوبی بار اول نبود و همان ICC را که بار اول درست کرده بودم هنوز استفاده میکنم. مقالهٔ زیر نشان میدهد که خطای چشم (و در واقع اصلاح خودکار مغز) اجازه نمیدهد که کالیبره کردن چشمی دقت لازم را داشته باشد و معتقد است باید از دستگاههای کالیبره کردن استفاده کرد که دچار خطای بصری نمیشوند. http://www.takegreatpictures.com/photo- ... rew-rodney
برای اثبات درجهٔ این خطا هم نمونهای آورده است که واقعاً جالب است!
در این صفحهٔ شطرنج خانههای A و B دقیقاً یک درجه از خاکستری هستند.
من امروز دوباره تست دادم و ایندفعه شدم 4. با این تفاوت که ایندفعه روی مانیتور شرکت دیدم (که اپل نیست) و کالیبره هم نکردم و زیاد هم حوصله نداشتم. بزنم به تخته چشم نخوره چشمم
سلام
من تا یه حدی مطلب در مورد calibration مانیتور خواندهام و میدونم یکی از اهداف اصلیش اینه که چیزی که روی مانیتور دیده میشه با چیزی که روی کاغذ پرینتی دیده میشه بیشترین شباهت رو داشته باشه، اگه اشتباه میگم منو اصلاح میکنید؟
بله این بیشترین و مهمترین مصرفشه. خیلی هم کار تخصصی است و صرفاً به کالیبریشن مانیتور محدود نمیشه. دامنهٔ رنگهایی که یک مانیتور پشتیبانی میکنه (گاموت) هم نقش مهمی داره چون رنگ مانیتور رنگ تابشی است و رنگ کاغذ رنگ بازتابی. دامنهٔ رنگ بازتابی از یکطرف محدودتر است و از طرف دیگر کاملاً متفاوت با رنگ تابشی. برای این که بهترین کیفیت در رنگ بازتابی (چاپ) بدست بیاد و مطابق آن رنگی باشد که روی مانیتور تنظیم شده است، مانیتور باید دامنهٔ رنگی گستردهتری از مانیتورهای معمولی داشته باشد تا این قابلیت را داشته باشد که در تبدیل به رنگ بازتابی، از حداکثر ظرفیت دامنهٔ رنگ بازتابی استفاده کند. کالیبره بودن چنین مانیتوری از اوجب واجبات است... حتی بیشتر از حفظ نظام!
اما برای مصارف غیر حرفهای و مانیتورهای غیر تخصصی هم کالیبره کردن مانیتور مفید است. حداقل در محیط مک که در سطح سیستم colour managed است، مانیتور کالیبره باعث میشود که همان رنگی را که شما روی کامپیوتر تنظیم میکنید با دقت بسیار بالایی بر روی مانیتور کالیبرهٔ مک دیگر ظاهر شود. در سیستمهای دیگر که colour managed نیست، هم مانیتور باید کالیبره شود و هم محیط کاری توسط کاربر colour managed شود تا همان نتیجه بدست آید.