Ilia نوشته شده:احسان جان، فکر میکنم که بتونی حدس بزنی که من جزو کدوم دسته هستم!
ما اگر بجای اینقدر اصرار بر لغت عجیب و غریب ساختن، کمی هم سعی بر صاحب شدن تکنولوژی میشدیم، کشورهای دیگر میآمدند و کلمات ما را به زبانشان اضافه میکردند. انگلیسیها هیچ مخالفتی به اضافه شدن کلمات جدید به زبانشان ندارند. لغات تازه هم هر سال به زبانشان اضافه میشود و آن را غنیتر میکند. ما همهٔ سعیمان بر این است که جلویش را بگیریم و بجایش یک کلمهٔ جدید "اختراع" کنیم.
منظور من از این تاپیک فقط این است که حداقل تلفظ این کلمات خارجی را درست یاد بگیریم. وگرنه اگر در ایران تصمیم کرفتند بجای فرمویر بگویند هر چیزی، بخودشان مربوط است، اما اگر حداقل به آن نگویند فریمور.
راستی بد فکری هم نیست که شما هم معادل فارسی این کلمات را در اینجا به ما یاد بدهید.
ایلیا جان من گویا بحث تو را در همان ابتدای کار از اساس منحرف کردم بدون اینکه بدانم چنین جنگ سختی درمیگیرد و همه میخواهند سر تو را بزنند. به نظرم مجموعه این بحثها بسیار مفید بود و تصور نمیکردم همه اینقدر دغدغه زبان فارسی داشته باشند. امیدوارم این مبحث در همینجا یا با عنوان دیگری در جای دیگر به نتیجهای مشخص برسد تا شاید در بین خودمان بصورت الگویی واحد رواج پیدا کند.
اینها همه بخشی از همین «ورزش ملی» است. هم باید از آن استقبال کرد و هم به آن دامن بخشید. اتقاقاً یکی از مباحثی که در مورد افعال مرکب در مشاهدات محمدرضا باطنی مطرح شده است را من در همین ایرماگ شاهد بودهام که از سوی کسانی مثل GK به چالش کشیده شده است و خیلی اوقات سعی کرده که از افعال تک واژهای استفاده کند. این لزوماً همیشه مقبول و دلچسب نیست ولی بخشی از همین ورزش ملی است. خب من نوشتم که فارسی از نظر ساختار مشکل دارد. فکر میکنید واژهٔ «ساختار» چند وقت است که به زبان ما وارد شده است؟ این نتیجهٔ همین پیگیری جمعی در راه بهبود زبان فارسی است. بعضی تلاشها «میگیرند» وبعضی نمیگیرند. حتی زمان رضا شاه که اراده و قدرت حکومتی پشت سر این تلاشها بود، واژهٔ مثلاً «دادگستری» جا افتاد ولی واژهٔ «ترابری» جا نیفتاد. زبان موجود غریبی است که حتی اگر زوری باشد، تأثیرش انتخاب طبیعی است.
بخشی از ساکنان کشور کوچکی به نام گویان را مهاجران هندی تبار تشکیل میدهند. من با یکی از اهالی گویان آشنایی داشتم. از نظر فیزیکی کاملاً هندی بود. انگلیسی را به گونهای حرف میزد که انگار یک کمدین انگلیسی لهجهٔ غلیظ انگیسی حرف زدن یک هندی را به تمسخر گرفته است. ولی نکتهٔ جالب این بود که این فرد حتی یک کلمه هندی نمیدانست. برای نسلها این مهاجران یکپارچه انگلیسی زبان شدهاند ولی آن را با یک لهجهٔ غلیظ هندی صحبت میکنند!
خلاصه اینکه زبان یک مرز و بوم رمز و رازی دارد که هیچ فردی به تنهایی از عهدهٔ حل وفصل آن بر نمیآید. هرکسی هرازگاهی توپی جلوی پایش میآید و به دیگری پاس میدهد. این تبادل جمعی، این پاسکاری، زبان است. ساختهٔ هیچکس و ساختهٔ همهٔ ماست.
و البته ایلیا جان، بعضی وقتها هم مثل آن پلاکارد پاس اوت میشود. لزومی هم ندارد که حتماً آوت شود! واژههای بیگانه با آهنگ زبان بومی خود را تطبیق میدهند. البته نکتهٔ تو را متوجه شدم و بیشتر به عمقی بودن یا سطحی بودن درجهٔ آگاهی مربوط میشود. اتوموبیل «فِرراری» در ایران «فَراری» تلفظ میشد. یادم هست که در کودکی یک سریال تلویزیونی پر طرفدار هم بود به نام «فراری» (به معنای واقعی کلمه). برای من یک اسباب بازی خریده بودند که یک ماشین پلاستیکی از روی مدل ماشین فِرراری بود. روی آن هم عکس هنرپیشهٔ اول آن سریال را چسبانده بودند که زیر آن نوشته شده بود فَراری!
AmiN.D نوشته شده:ایلیا حان کاش با حروف مخصوص تلفط میزاشتی چون فارسی3هجاس و انگلیسی6 و نمیشه اینجوری!!!ممنون از زحمتات!من یکی که خیلی افتضاحه وضعم
راستش بلد نيستم اما اگر به آدرس زير برويد و بزنيد روى آن بلندگوى قرمز، آنرا برايتان خواهد خواند. هر كلمه ديگرى را هم همانجا ميتوانيد جستجو كنيد و تلفظش را بشنويد: http://i.word.com/idictionary/lion
به نظر من برابرنهاد یا معادل برای واژه ها درست کردن یا نکردن به زبان زیانی نمیزند زیرا اگر غیرعادی باشد و یا تلفظش سخت باشد به تدریج حذف میشود یا تغییر میکند. ولی چیزی که به زبان زیان میزد این است که ساختار دستوری زبان(به مانند جایگاه فعل و فاعل و صفت وو... یا اینکه مشتق های واژه ها را با ساختار که در زبان هست) درست بکار نبرد(برعکس آنی که بالا کسی گفته است ساختار زبانی فارسی مشکلی ندارد، اکثر زمانها و انواع صفت و قید ...ها را دارد). مثل کاری که گاه از ساختار زبان عربی استفاده میکنند(مثلا واژه ای عربی به فارسی وارد شده است بجای اینکه از ساختار زبان فارسی استفاده کنند که از آن مشتق های بسازند از ساختار زبان عربی استفاده میکنند. تصور نکنم که این مثالش کم باشد مثلا بجای پسوند و پیشوند استفاده کردن برای صفتی درست کردن به صیغه ای از عربی آن واژه را میبرند) جالبیش این هست که فرهنگ سرای زبان روی اینها حساس نیست. که در ادارات و رسانه ها بارها بکار میرود(شما یک حکم قضایی را بردارید بخوانید اگر توانستید راحت آن را بفهمید-از ساختار عربی تا دلت بخواهد استفاده میکنند- در صورتی که در این مورد باید زبان گونه ای باشد که همه براحتی بفهمند. ولی چرا حساس نیست؟!).
در این مورد هم به نظرم اشکالی ندارد از واژه های انگلیسی استفاده کرد و اگر جا نمیافتد یا سخت هست جایگزینی پیدا کرد. ولی باید سعی کرد برای مشتق درست کردن از این واژه ها از ساختار زبان فارسی استفاده کرد (مثلا اگر واژه ای وارد میشود که اسم هست، و صفت با آن میخواهیم داشته باشیم با ساختار فارسی صفت آن را درست کنیم. که با دانستن همان واژه همه مشتقهای آن را متوجه شوند و ساختار فارسی هم به هم نزند)
AmiN.D نوشته شده:ایلیا حان کاش با حروف مخصوص تلفط میزاشتی چون فارسی3هجاس و انگلیسی6 و نمیشه اینجوری!!!ممنون از زحمتات!من یکی که خیلی افتضاحه وضعم
راستش بلد نيستم اما اگر به آدرس زير برويد و بزنيد روى آن بلندگوى قرمز، آنرا برايتان خواهد خواند. هر كلمه ديگرى را هم همانجا ميتوانيد جستجو كنيد و تلفظش را بشنويد: http://i.word.com/idictionary/lion
persenger نوشته شده: مسأله ورود یکی دو ده بیست واژهی فرنگی نیست. مسأله ادامهی حیات فرهنگی ماست.
به نظرم این نکتهی قابل توجهیست. اگر دوستان میپرسند: «در صورتی که فلان وسیله را اختراع کرده بودیم اسمش را چه میگذاشتیم؟» علتش این است که زبان فارسی امروز، یله شده است و دلش نمیخواهد بزاید. از درد زایمان میگریزد انگار. پیش از این اما اینطور نبوده. برای همین هم آنطور که ایلیا خان گفت، هر بار مجبور به همخوابگی با قومی شده است. اگر سماجت میکرد ای بسا که الآن مثل مصر و سوریه، عرب زبان شده بودیم. در حقیقت زبان نبود، فرهنگ زایای ایرانی بود که زبان را نجات داد. من با persenger موافقم چون در پشت این نازایی کنونی زبان، اضمحلال فرهنگ ایرانی را میبینم. برایم زیاد مهم نیست که بگوییم «موس» یا «ماوس» یا «موشواره» چون اعتقاد دارم این تَبَع است. اصلش جای دیگریست که متأسفانه پنهان است و دیده نمیشود. همهاش هم به تقصیر ملت مربوط نبوده و نیست. مقصر دانستن مردم (به تنهایی) چشم فرو بستن از جامع دیدن مشکلات است.
بحث سادهای که ایلیا خان راه انداخت و اشارهی سادهای به تلفظ چند کلمه، حداقل من یکی را دوباره به یاد دردی انداخت که من به آن میگویم اضمحلال فرهنگی خصوصاً در سه دههی اخیر. به اندازهی موهای سرم هم نشانه دارم که جایش اینجا نیست...
arzhang نوشته شده:…برای همین هم آنطور که ایلیا خان گفت، هر بار مجبور به همخوابگی با قومی شده است.
ارژنگ جان، من اینطوری نگفتم.
زبانمان اینطوری شده، چون در قدیم، یک ملتی آمده و واقعا فیزیکی سرزمینمان را اشغال کرده. اخیرا هم تحول در امر ارتباطات، تماسمان را بیشتر کرده. مسئله، مسئلهٔ تماس است، حالا چه زوری باشد، و چه بر اثر پیشرفت تکنولوژی. زبان بر اثر نزدیکی نشت میکند! برای همهٔ زبانها هم اتفاق میافتد. مختص فارسی نیست.
همانطور که قبلاً گفتم من چیز زیادی در این زمینه نمیدانم. فقط یه خاطره نقل میکنم. خواهری دارم که سالها پیش زبان و ادبیات فارسی میخوانْد در دانشگاه علامه طباطبایی! استادی داشتند به نام دکتر کزّازی! که احتمالاً معرّف حضور همه(یا بیشتر دوستان!) هست. میگفت صبحها که به دانشکده میآمد در جواب (صبح بخیر استاد!) دانشجوها جواب میداد: (پگاهان بر شما فرخنده باد!) و جالب اینجا بود که خیلی از دانشجویان همین جواب را دستمایه کنایه زدن و چه بسا تمسخر استاد قرار میدادند!!! حال شما خود بنگرید جوّ یکی از بهترین دانشکدههای ادبیات زبان فارسی را!!! القصّه(همان خلاصه!! که نمیدونم این هم فارسیِ یا نه) سالها گذشت تا این دکتر کزّازی ِ نازنین را روزی در فرودگاهِ مهرآباد دیدم که گویا داشت با یکی از دانشجویانِ سابقش که حالا برای خود استادی شده بود به همان شیوه صحبت میکرد و شما مجسّم! کنید مردمی را که انگشت به دهان داشتند به این گفتگو گوش میکردند!!!! واقعاً صحنه جالبی بود!!
حضرات فرهنگستان تصمیم گرفته اند که باید گفت "موشی" و "تلیک":
ای موش بخوره این آقای حداد رو با این ذهن خلاقی که داره... جالبه که کلیک و ماوس و درایو و آیکن و منو و کپی و HDMI و ایمیل رو ترجمه می کنند (درایو: "نصب ویندوز در رانۀ c" - آیکن: نقشک - منو: گزینگان - کپی: رونوشت - HDMI: خروجی تصویر با کیفیت بالا - ایمیل: پست الکترونیک (که البته هیچ کدوم این دو لغت هم فارسی نیستند))، اما سایز و کادر و سرویس و "پانل" رو بدون ترجمه استفاده کرده اند.
من واقعاً از امشب به راحتی خواهم خوابید، مخصوصاً بابت HDMI: خروجی تصویر با کیفیت بالا، چون فهمیدم همینطور که فنآوری ویدئو جلوتر بره و کیفیتهای بالا و بالاتر بیان، من باید اونها را به چه اسمی صدا کنم: کیفیت بالای بالا، کیفیت بالای بالای بالا و... همینطور تا بینهایت.
یادش به خیر یک زمانی چه بحث های خوبی در این ایرماگ میشد… این یکی از آنهاست.
به این گروهی که این لغات را ابداع میکند بایستی مدال داد.
شغلی دارند که نتیجهٔ کارشان را هیچکس قدر نمیداند!
کارشان هم مثل خالی کردن رودخانه با کاسه میماند.
نتیجهٔ کارشان هم یادگرفتن کامپیوتر را برای فرزندان ما دو چندان سخت تر میکند.
جدا هم نمیشود منکر شد که تلیک واقعا برای فارسی چقدر بهتر از کلیک است!