در حول و حوش مباحثی که دربارهٔ قلم و صفحهکلید در تاپیکهای گوناگون پیش آمد، من بصورت پراکنده ایدههایی را که دربارهٔ فارسی نویسی در سر داشتم مطرح کرده بودم. ولی به نظرم آمد که بد نیست آن را در تاپیکی مستقل مطرح سازم تا از این حالت پراکندگی خارج شود و ضمناً دوستان از مضامین آن بصورت جامعتری آگاه شوند.
ایدهٔ علامت پیوند حاصل تجاربی است که در امر قلمسازی، خرده خرده و در طول زمان به دست آوردهام و اگرچه بقول معروف گل سر سبد این تجارب است، ولی تنها ایده نیست و نیز اصولاً به تنهایی نقشی در بهبود نظم نگارش فارسی ایفا نخواهد کرد.
این است که بهتر است ابتدا به مجموعهٔ اصلاحات حداقلی که برای نگارش فارسی لازم میدانم بپردازم.
۱-نیمفاصله باید به شکل جامعی در نگارش فارسی تعریف شده و سپس بر اساس رفتاری که میبایست داشته باشد، کُد مناسبی برای آن در یونیکد انتخاب شود و اگر چنین کُدی موجود نبود (که گمان میکنم باشد) کُد جدیدی را درخواست کرد. نقش نیمفاصله میبایست مستقل از نقشی که در شکلبندی حروف میتواند داشته باشد یا نداشته باشد تعریف شود و متناسب این تعریف، در هر شرایطی که لازم میآید باید مورد استفاده قرار گیرد.
به عبارت دیگر اگر مثلاً «کولیها» نیمفاصله لازم دارد، «کردها» هم نیمفاصله میگیرد.
۲-هٔ باصدا باید به صفحهکلید فارسی بازگردانده شود و در موارد مناسب از این ه در نگارش فارسی استفاده شود. همهٔ ما بطور غریزی میدانیم که کُجا هِٔ بیصدا باید استفاده شود و کُجا هٔ باصدا. ولی این نیز مانند نیمفاصله به تعریف جامعتری نیاز دارد.
۳-برای ھِٔ هجری کوتاه شده (و ھِٔ شمارش ابجد هوز) باید کُد جدیدی از یونیکد درخواست کرد.
ما در عمل، و دقیقاً به دلیل نبود چنین کُدی در یونیکد، راه حلی را سرهم بندی کردهایم که در طول زمان به یک «قاعده» بدل شده است. حال آنکه نگارش فارسی بدون وجود کُد مشخصی برای «ه» ناکامل است.
من در قلمهایم ترتیبی دادهام که ترکیب «ه»+اتصال مجازی واقعاً شکل ھ بگیرد ولی این ترفند اصولی نیست چرا که متن کُدبندی شده با این ھ در جایی دیگر و با قلمی دیگر شکل بدقوارهٔ هـٔ چسبان اول را پدید خواهد آورد. در ضمن چون استاندارد نیست، این ترکیب ممکن است در زبان دیگری مصرف دیگری داشته باشد.
منشأ این کمبود اشتباهی است که یونیکد با قرار دادن یک کُد واحد برای دو شکل «ه» و «ھ» مرتکب شده بود. سپس آمد زیر ابرو را بردارد چشمش را کور کرد و کلاً آن شکل «ه»گرد را برداشت و «ھ»دوچشم را به عنوان شکل نمایش «ه» برگزید. اگر مثلاً قلمهای من بنا بود که از آن تبعیت کنند، هربار که کلید ه را فشار میدادید شکل دوچشم باید پدیدار میشد!
من سه سال و شاید بیشتر سر این قضیه با یونیکد و دستاندرکاران کلنجار میرفتم که تاکنون بینتیجه بود. اکنون خوشوقتم که به اطلاع برسانم که مرجع این سردرگمی در یونیکد سرانجام رسمأ به اشتباه خود اعتراف کرد. این خودبخود به معنای حل مشکل کمبود کُد برای «ھ» نیست. اما آشکارا موانع بر سر راه درخواست چنین کُدی برداشته شده است.
۴-باید برای تکامل نگارش مدرن فارسی یک کُد جدید برای «علامت پیوند» درخواست کرد.
این علامت، تعبیری ناآشناست از چیزی آشنا. به عبارت دیگر چیز جدیدی را به قاعدهٔ نگارش فارسی ایران معاصر اضافه نمیکند (بجز یک مورد که به آن خواهم پرداخت) بلکه همان قاعدهٔ دیرآشنای نگارش فارسی را با قانونمندیهای کُدبندی مدرن سازگار میسازد.
اگرچه من با همین قلم زر میتوانم این پدیدهٔ جدید را در سطح قابل قبولی به نمایش بگذارم، ولی از آنجا که خوانندگان لزوماً از زر استفاده نمیکنند و اگر هم بکنند، لزوماً مرورگر حق مطلب را ادا نخواهد کرد، نکات و نمونههای مهم را بصورت عکس و با قلم نیلوفر نیز ضمیمه خواهم کرد.
علامت پیوند کُدی است که بسته به مورد استفادهاش شکلش تغییر میکند.
در حالت دیفالت، و در صورتی که هیچ دستور جایگزینی نداشته باشد چنین شکلی دارد: ـِ
یعنی مثلاً اگر پس از یک حرف بیگانه استفاده شود به همین شکل دیفالت ظاهر میشود:
من Macـِ اینتلی ندارم.(البته چون کشیده نخواهد بود کمی فاصله خواهد گرفت!) بیشتر شبیه: من Mac ـِ اینتلی ندارم.
ابتدا فکر میکردم که برای حروف صدادار غیر فارسی هم ترتیبی دهم که شکلش عوض شود:
Safari-ی من بروز نرسیده است.
اما دیدم این قضیه تنها برای حروف موجود در یک قلم ممکن است و در مواجهه با حروفی که لاجرم از قلمهای دیگر قرض میشوند کارا نخواهد بود. این است که این قضیه را به صلاحدید قلمساز واگذار میکنم و به این بسنده میکنم که شکل دیفالت علامت پیوند ـِ است.
Safari ـِ من بروز نرسیده است هم به نظرم کاملاً قابل قبول است.
شکل دیفالت پیوند میتواند «هیچ» باشد. ولی من فکر کردم برای این موارد مخلوط فارسی-لاتین شکل ویژه داشتن پیوند میتواند چیز بدرد بخوری باشد. در خود فارسی هم پس از علاماتی چون پرانتز و گیومه میتواند مفید باشد.
حالا که موردی را که علامت پیوند برایش در نظر گرفته نشده است ولی به عنوان یک کُد یونیکد باید نمایشی داشته باشد از سر خود باز کردم، بهتر است بپردازم به نقش اصلی علامت پیوند که برای حروف فارسی است. اما قبل از آن احتیاطاً گوشزد کنم که این شکلی است که در برخی از موارد علامت پیوند در متن فارسی هم در plain text ممکن است داشته باشد. یعنی مثلاً در plain text ممکن است که ظاهر شود «کتاب ـِ من» ولی اگر هم این اتفاق بیفتد (که از نظر تئوری ممکن است که پیش بیاید ولی از نظر عملی بسیار بعید است) با انتقال این متن به هر محیط دیگری که معمولاً ما برای فارسی استفاده میکنیم با استفاده از امکانات پردازش قلم به صورت «کتابِ من» ظاهر خواهد شد. ما همینک در اکثر موارد، برای چسبیدن حروف فارسی به یکدیگر، نه از قواعد خام یونیکد، بلکه از امکانات تکنولوژی قلم استفاده میکنیم. تغییر شکل یافتن علامت پیوند، بسته به شرایط، خارج از این تکنولوژی نیست. پس اگر فارسی را درست میبینید، پیوند را هم درست خواهید دید.
و اما نقش علامت پیوند در درون متن فارسی بسیار ساده است. این علامت به دنبال حرف بیصدا شکل کسره به خود میگیرد و به دنبال حرف باصدا شکل ی.
در مواردی، شکل ی به یٔ کوچک تبدیل میشود که بهرحال همان ی است.
از نتیجهٔ عملی استفاده از پیوند میان دو واژه چند مثال میآورم:
دست ـِ من > دستِ من
پا ـِ من > پای من
پای ـِ من > پایٔ من
مه ـِ غلیظ > مهِ غلیظ
خامه ـِ غلیظ > خامهٔ غلیظ
بو ـِ بد > بوی بد
بوی ـِ بد > بویٔ بد
عاملی که استفاده از کُد پیوند را ضروری میسازد این است که هیچیک از اشکالی که پیوند در نمونههای بالا در سمت چپ به خود میگیرند از دیدگاه دستور زبان - و از دیدگاه یونیکد- با نقشی که حروف و علائم فارسی همشکل آنها در متن معمولی فارسی دارند یگانه نیست. پیوند، چنانکه از نامش پیداست، در شکل گیری واژهها نقشی ندارد. میان واژههای شکل گرفته شده «پیوند» ایجاد میکند. آنچه واژه را شکل میدهد «حرف» است. آنچه واژه را پیوند میدهد «علامت» است.
از نظر شیوهٔ نگارش دیرآشنای فارسی هم همانطور که میبینید علامت پیوند هیچگونه نوآوری نکرده است و نتیجهٔ ظاهری کار همان فارسی است که میشناسیم.
تنها یک مورد است که پیوند نوآوری کرده است. من مدتها سبک سنگین کردم که آیا بهتر است که در رفتار عمومی پیوند در مواجه با حروف باصدا و بیصدا استثنا قائل شوم تا به شیوهٔ نگارش دیرآشنا وفادار بمانیم، یا اینکه این استثناء را با قاعدهٔ عمومی تطبیق دهیم. به این نتیجه رسیدم که بهتر است استثناء را با قاعده تطبیق دهیم.
برای واژههایی که به حرف صدادار «ی» ختم میشوند ما به این خو گرفتهایم که هنگام پیوند دادن از آن «ی» دوبار استفاده کنیم. یکبار برای گویش خود واژه، و دوباره از همان «ی» برای صدا و علامت پیوند. و از آنجا که معمولاً نیازی به علامتگذاری نمیبینیم، اگر خود را مجاب سازیم که پیوند را نقش کنیم، به اشتباه از کسره استفاده میکنیم.
در یک پیوند میان نام و نام خانوادگی مثل «گلی ترقی» اگر کسی از ما بخواهد که علامت پیوند را نشان دهیم ما خواهیم نوشت «گلیِ ترقی».
در واقع کاری که ما در اینجا کردهایم این است که صدای کسرهٔ دومین ی را که از قلم انداختهایم بجای خود آن ی بکار بردهایم. حالا شاید کسی اصلاً نخواهد میان نام و نام خانوادگی پیوند بنویسد. «گلی-ترقی». این بحث دیگری است و دستور زبان باید مشخص کند که آیا قابل قبول است یا نیست. ولی اگر پیوند نوشته میشود، باید برای حرف باصدای «ی» باشد که در این صورت پیوند با شکل «ی» و در این مورد، مانند مورد «ه»ی باصدا شکل یٔ کوچک خواهد گرفت.
گلیٔ ترقی
تطبیق این مورد خاص با قاعدهٔ عمومی بسیار معقولتر از ایجاد سوراخ در دستور نگارش است. امتیاز حفظ قاعده در این است که در مواردی که مثلاً نویسنده می خواهد «بوی» را پیوند دهد و نه «بو» را، این در نمایش نهایی به وضوح قابل تشخیص خواهد بود.
تنها نکتهای که میماند رفتار علامت پیوند با خود حروف الفباست. تکلیف این رفتار با حروف در پایان واژهها روشن است. اما خود الفبا معمولاً بصورتی فراسوی نقش خود در واژهها تلفظ میشوند.
حرف «ب» یک حرف بیصداست که در پایان واژه پیوندی با شکل کسره میگیرد. ولی حرف «بِ» در الفبا بطور خودبخود یک کسره برای گویش میگیرد. این صدای کسره، این حرف را باصدا میسازد که اگر بخواهد به واژهای پیوند بخورد، صدای پیوند «ی» لازم دارد: بٔ تنها
برای حل این موضوع، چیزی که به نظرم آمده است این است کسرهٔ گویش الفبا لزوماً تایپ شود و چون خود اِعراب صدادار هستند و حرف «بِ» (که در اینجا کسره گرفته است و نه پیوند) به باصدا ختم میشود، پیوندی با شکل و صدای «ی» خواهد گرفت.
بِٔ تنها
اگر گمان میکنید که تطبیق دادن خود به این شیوهٔ نگارش دشوار خواهد بود، به این فکر کنید که همهٔ این عملیات تنها با یک کلید وفقط یک کلید بر روی صفحهکلیدتان انجام خواهد شد و در عین حال کُدبندی حروف و علامات فارسی را بگونهای بیسابقه سامان خواهد داد.
شاید به این میاندیشید که شما برای اینگونه موارد خاص، روش نگارش متفاوتی داشتهاید. اگر چنین است، به این نیز بیاندیشید که چند نفر را میشناسید که آن موارد را دقیقاً مشابه شما نگارش میکنند؟ اگر واقعاً موردی سراغ داریدکه یک شیوهٔ نگارش واقعاً جا افتادهای در زبان فارسی وجود دارد که مغایر این چیزی است که علامت پیوند تحویل میدهد، از آگاهی آن خوشحال خواهم شد تا ببینم چگونه میتوان آن را به رفتار علامت پیوند اضافه کرد.
خلاصه اینکه به شنیدن نظرات دوستان علاقهمندم.
در طرح نظرات، لطفاً دو موضوع را از هم تفکیک کنید. نظرات در مورد «نقش» علامت پیوند و نظرات در مورد «شکل» آن.
نقش علامت پیوند، همان چیزی است که ما باید برایش از یونیکد یک کُد بخواهیم. یعنی نقش پیوند دادن میان دو واژهٔ به هم مربوط. یونیکد کاری به شکل آن ندارد مگر برای ارائهٔ اسنادی که ثابت کند چنین چیزی در فارسی استفاده میشود.
«شکل» علامت پیوند، به عهدهٔ قلم و قلمساز است. مثلاً در نمونهای که من ارائه کردهام پیوند به دنبال هٔ باصدا شکل یٔ کوچک میگیرد و میدانیم که کسانی هم به شکل یٔ بزرگ علاقهمندند. خُب این یک موضوع مربوط به قلم است. اگر شما پیوند را با قلمی بنویسید که «خانەی من» نشان میدهد و آن را برای من بفرستید و من آن را با قلمی باز کنم که همان را «خانۀ من» نمایش میدهد، به هر حال در انتقال منظور سوء تفاهمی پیش نیامده است.
اما در مورد شکل دیفالت پیوند که من یک خط تیره با کسره در زیر آن را انتخاب کردهام، اگر ایدهٔ بهتری دارید مشتاق شنیدنم. به نظرمن که این چیز خوبی میآید.
به نظر میرسد در مثالهای پای-ِ من -> پایٔ من و بوی-ِ بد -> بویٔ بد اشتباهی شده است. بوی و پای به حرفِ بیصدای ی ختم میشوند و دیگر نیازی به یک یٔ کوچک دیگر ندارند، بلکه باید تبدیل شوند به پایِ من و بویِ بد.
تنها یک مشکل: در این صورت باید در «پای» از الف مقصوره استفاده کرد و آن را در صفحهکلید و دستور زبان قانونمند کرد. این حرف بیشتر در عربی مصرف دارد. و تازه مطمئن نیستم که بتوان آن را «یٔ» بیصدا قلمداد کرد.
در کُد بندی، نمیتوان یک حرف را به تناسب شرایط باصدا و یا بیصدا تعریف کرد. منطق بازگرداندن هٔ باصدا به صفحهکلید هم همین است. حالا سوال این است که یٔ بیصدا چیست. این نمیتواند همای «ی» باشد که میشناسیم.
راستش به نظر من فرقی نمیکند نویسنده میخواسته از پا استفاده کند یا پای، هردو یک مفهوم دارند و در حالت اضافه هم به یک صورت خوانده میشوند.
راستی آیا فکر میکنید این پیشنهادها خواندن و نوشتنِ فارسی را آنقدر آسان میکند که به زحمتش بیارزد؟ من هم میدانم که این اضافه، همچنین چندصدایی بودنِ «و، ی، ه، ا» یا حتی «ای»های مختلف (ایٔ نسبت، ایٔ مصدرساز، ایٔ نکره) تا حدودی خواندن نوشتههای فارسی را مشکل کرده، ولی اضافه کردن به علائم و قواعد ممکن است فارسی نوشتن را بیش از حد مشکل کند. یک وقت دیدی نسل بعدی به کل قید این خط را میزنند و میروند سراغ فینگلیش!
یک راه حل هم این است که ما همین ی را در قلمسازی اصلاً بیصدا فرض بگیریم (که البته نیست!) تا پس از هر ی کسره ظاهر شود. این مأنوستر است ولی اصولی نیست.
این پیشنهاد خواندن و نوشتن را خیلی آسانتر میکند. اینکه ما در مورد موارد obscure مثل نوشتن «بوی» و «پای» هنوز تکلیفمان خیلی روشن نشده است بیشتر یک معضل قلمساز است و دستور زبان نویس. برای کاربر کل قضیه یک کلید پیوند است. اگر بخواهد میان دوکلمه پیوند ایجاد کند آن را فشار میدهد و اگر نخواهد نمیدهد. مقصود نویسنده هم با همین اقدام ساده بدون هیچ شبههای به خواننده منتقل میشود.
به عبارت دیگر، ما داریم اینجا دربارهٔ همین موارد ناروشن فکر میکنیم و بحث میکنیم تا کاربر نیازی به کلنجار رفتن با نوشتهاش نداشته باشد و از پس ابراز مطلبش بر آید. من فکر میکنم نتیجه درست برعکس آن چیزی است که تو را نگران کرده است. اگر با این فارسی کاری نکنیم فاتحهاش خوانده است.
البته بعضی هم میگویند اصلاً بیاییم یک علامت تازه برای این پیوند به خط اضافه کنیم یا مثلاً از همین ے استفاده کنیم. به این ترتیب هم نوشتنش راحتتر میشود هم خواندنش. یک تیر و دو نشان. نمیدانم. بگذریم.
راستی آن نیمفاصله قبل از «ها» به چه دردی میخورد؟ اگر منظور «جُدا و بیفاصله» نوشتن است که برای «کردها» خودبخود جداست و بیفاصله. اگر چیزی باید درست و حسابی تعریف شود، همین اصول و قواعد «جدا و بیفاصله» نوشتن است. حالا در خط دستی خودبخود این کار را میکنیم و در نوشتن با کامپیوتر با نیمفاصله درش میاوریم، نه؟ شاید من منظورت را متوجه نشدهام.
شاید ما از دو زاویهٔ مختلف از یک چیز میگوییم. چیزی که من میگویم این است که قواعد فارسی باید consistent باشند تا راحتتر گوارش شوند. کاربر نباید نگران این باشد که آیا این حرف یا آن حرف در یونیکد چه رفتاری دارد. روی کاغذ که مینویسیم اگر بعد از «ی» نیمفاصله نگذاریم که خود بخود به «ها» نمیچسبد! پس اگر ملازمتی پدید آمده، بهتر است آن را در دستور زبان عمومی سازیم. یعنی به دانشآموز بگوییم آن خردهفاصلهای که روی کاغذ میان کولی و ها میگذارد از نظر دستوری نامی دارد که نامش نیمفاصلهاست و این چیزی است که باید پیش از «ها» قرار داد.
اگر هم نیمفاصله بیمورد است، پس من هم «کولیها» و «کُردها» بنویسم همانطور که همیشه مینوشتم و نگران نیمفاصله نباشم. منظورم از تعریف جامعتر از نیمفاصله همین است.
فرامرز نوشته شده:البته بعضی هم میگویند اصلاً بیاییم یک علامت تازه برای این پیوند به خط اضافه کنیم یا مثلاً از همین ے استفاده کنیم. به این ترتیب هم نوشتنش راحتتر میشود هم خواندنش. یک تیر و دو نشان. نمیدانم. بگذریم.
خُب این کار منِ قلمساز را که خیلی سادهتر خواهد کرد ولی culture shock آن را گمان نمیکنم خیلیها تاب بیاورند!
اما ایدهٔ ے اصلاً خوب نیست. اولاً این یک حرفی است که در اردو کلی مصرف دارد و اگرچه کُد آن تفاوت خواهد داشت ولی بهرحال سوء تفاهم ایجاد خواهد کرد. ثانیاً علامت پیوند بیشتر با صدای کسره قابل شناسایی است تا با صدای ی. چون اکثر حروف الفبا بیصدا هستند. علت طرحی هم که من پیشنهاد دادم عمدتاً همین است.
پیشنهادهایی که دادهای به نظر من از لحاظ consistency بسیار خوب است و خیال کاربر بیچاره را (که عین توپ بین دستورهای مختلف رسمالخط در حال پاس خوردن است) راحت میکند.
راستش یک بحث پایهای هم هست که این اَشکال نوشتن جزء خاصیت رسمالخط/زبان بماند یا این که به گفته تو استاندارد واسطی مثل پیوند پیدا کند. شاید بتوان این را با فرانسه مقایسه کرد؛ مثلا، Je + ai میشود J'ai. به نظرت این باید اتوماتیک باشد؟
به نظر من تا یک زبانشناس مسلط به Lexicon و Morphology فارسی در این بحثها نداشته باشیم، بحثهای ما روی هوا است. نه ضمانت اجرایی دارد، نه زیرساخت زبانشناسانه.
نه روی هوا نیست. زبانشناس هم معطل این است که ببیند فارسی زبان تا چه اندازه نسبت به زبانش انعطاف نشان میدهد. بهرحال من زبانشناسی را میشناسم که از morphology فارسی (یا بهتر بگویم عدم آن!) سرسام گرفته است ولی پیدا کردن زبانشناس مسلط به morphology فارسی با خودت!
گمان نمیکنی اگر چنین چیزی وجود داشت ما این بحثها را نمیکردیم؟!
از سوی دیگر، زبانشناس ممکن است بتواند قواعدی تحویل فارسی بدهد که مو لای درزشان نرود ولی هیچ فارسی زبانی از آن استفاده نکند چون زبان مادری خود را در آن باز نخواهد شناخت.
در همین نوشتههای ایرماگ که بگردی، خواهی دید که تا چه اندازه هر کسی تلاش کرده است برای یک واژه در پرانتز یا یک واژهٔ بیگانه پیوند ایجاد کند. موارد دیگر پیوند هم که همیشه موجود بودهاند. پس من، همانطور که در توضیحات آوردهام، کشف جدیدی نکردهام. پدیدهای آشنا را با تعبیر جدیدی عرضه کردهام که شاید از این نظر استاندارد جدیدی باشد ولی واسط نیست. آن علامت ی و علامت کسره که ما تاکنون مینوشتیم واقعاً همیشه پیوند بودهاند و نه حرف ی و یا accent صدادار کسره.
من برای فارسی دستور زبان نمینویسم. هشیارتر از آن هستم که از این ادعاها کنم. به عنوان یک قلمساز (و تا حدودی کُد شناس) برای آنچه پیشاروی خود میبینم کُد پیشنهاد میدهم.
این یک گام کوچک است ولی برای بهبود فارسی نویسی تأثیر بزرگی خواهد داشت.
بهنام جان کار تو در قلمسازی و همت تو در طرح چنین مسائلی تحسین برانگیز است و من کاملا حرفهایت را قبول دارم. اما احساس میکنم تا فردی حرفهای آشنا به زبان فارسی در بین ما نباشد، یک جای کارمان میلنگد.
من تلاشم را میکنم چنین فردی را پیدا کنم (اصلا قول نمیدهم!). درست است که دستور فارسی نمینویسی(م)، اما آخرش یک رابطه متقابلی با دستور زبان فارسی ایجاد میشود که شخص من را محتاط میکند.
فقط ای کاش میشد این بحثها را در جای حرفهایتری (مثلا همان گروه گوگلی) ادامه داد. شاید برای کاربران ایرماگ زیاد جالب نباشد.
منظور رضا گروه Persian Computing هست که بهداد اسفهبد اخیراً راه انداخته است. آنجا هم جای خوبی برای ادامهٔ این بحث است ولی من فکر میکنم باید مباحث به طریقی به زبان فارسی هم مطرح شود تا فارسی زبانان بدانند چه خوابی برای زبانشان دیدهایم!
علاقهمندان به اینگونه موضوعات و آشنا به زبان انگلیسی لطف کنند و به این گروه بپیوندند. http://groups.google.com/group/persian-computing