من گوگل کردم و چند مورد دیدم که ظاهراً مشکل تو رو داشتند ولی ظاهراً خیلی این مورد کم پیش میاد چون تمام شرکت کنندگان در بحث مثل اینجا حدسیاتی میزدند بینتیجه.
یک مورد ظاهراً خودش کشف کرده بود که وقتی از straighten استفاده میکنه sharpening اکسپورت نمیشه! حالا من نمیدوم که تو اصلاً از sharpening استفاده کردی یا نه (به نظر میرسه که کردی) ولی اگر از straighten هم استفاده کردهای شاید بد نیست که بدون straighten هم اکسپورت کنی ببینی فرق میکنه یا نه.
تنها موردی که من تجربه داشتم که ویرایشم اکسپورت نمیشه موقعی هست که عکس رو مستقیم از اپرچر به یک ادیتور خارجی منتقل میکنم. در چنین مواردی این پیش میاد که مثلاً sharpening (یا هر چیز دیگه) اِعمال نمیشه. راه workaroundی که برای این مورد پیدا کرده بودم این بود که یک duplicate از version درست میکردم و اون duplicate رو به ادیتور خارجی میفرستادم. این معمولاً مشکل رو حل میکرد. حالا اگر تو هم این یکی دو چیز را در مورد اکسپورتت امتحان کنی ضرری نداره.
من از straighten استفاده نکردم. یه بارم فقط ایمپورت کردم و دوباره نتیجه رو گرفتم تاثیری نداشت.
الان کاری که ایلیا گفت و انجام دادم که تصویر راست و چپ به ترتیب خروجی معمولی و خروجی pattern هست. تفاوتی که هست به نظرم توو رنگ اتفاق افتاده.
پیوستها
Apple MacBook Pro Core i7 -HDD 1 TB -4GB
iPhone 5s
معلوم نیست که این مشکلی است که یکدفعه برایت پیش آمده، یکدفعه متوجه شدهای یا از ابتدای کار با اپرچر برایت وجود داشته. من شخصاً در این موارد معمولاً دکمهٔ قرمز را فشار میدهم! یعنی اپرچر را میبندم. به فایل اپرچر در User Library در Applications Support میروم و آن را اول روی دسکتاپ میکشم که یک کپی از آن داشته باشم، بعد آن را دیلیت میکنم تا اپرچر موقع باز شدن از نو یک پوشهٔ دیفالت برای خودش درست کند. در Preferences هم همین کار را میکنم. بعد اگر لازم بود چیزهایی مثل Plug-ins و غیره را از بکاپی که روی دسکتاپ آوردهام به آن برمیگردانم.
این کار معمولاً برای آدمهای حرفهای «اُفت» دارد چون در واقع همهٔ تنظیمات از بین میرود و همه چیز از صفر شروع میشود. ولی خُب، من آدم حرفهای نیستم!
در عکسهای ضمیمه توجه داشته باش که من User Library رو به Sidebar فایندرم منتقل کردهام ولی در حالت عادی این پوشه مخفی است و باید در منو با فشار دادن کلید Option به Go رفت تا آن را دید.
این هم آخر داستان.
ایمیلی است که از اپل به دستم رسید. بطور خلاصه میگه وقتی در بهار Photos عرضه شود، امکان انتقال عکسهایم را از Aperture به Photos دارم و همهٔ ویرایشها و تگها را حفظ خواهد کرد. اما اگر در Photos ویرایش و تگی به عکسی اضافه شد، قابل انتقال به Aperture نخواهد بود. دو لینک هم داده. یکی به صفحهٔ Photos https://www.apple.com/ca/osx/photos-pre ... 2110c26b3f
و دیگری به صفحهٔ درخواست بتای یوسمیتی که Photos آزمایشی را هم دارد. https://appleseed.apple.com/sp/betaprog ... 1fd684dd13
نه. فوتوز نسخهٔ ساده شدهٔ آیفوتوست. کار اصلی آن هم فقط جمعآوری و تماشا و احیانا شِیرکردن عکسهاست تا ادیت آنها.
من خودم با وجود اینکه اپرچر را خریدم، اما هیچوقت از آن خوشم نیامد و آیفوتوی مجانی را به آن ترجیح میدادم. الان هم برای از دست دادن آن چندان ناراحت نیستم و فقط دلم برای هشتاد دلاری که برایش دادم میسوزد.
اپرچر از اول هم قرار نبود که فتوشاپ کُش باشد. هر کس که کارش این باشد میداند که فتوشاپ را با این چیزها نمیشود کشت. فتوشاپ برنامهای است که با استفاده از آن ادوب همهٔ رقبا را تار و مار کرد. چون همهٔ ما مجبور بودیم که به هر حال از آن استفاده کنیم و هیچ برنامهای به قلمروی قدرت و کارایی آن حتی نزدیک هم نتوانست بشود. ادوب هم برنامههای دیگر را با آن باندل کرد و به ضرب تخفیف و حتی مجانی دادن، بازار رقبایش را از دستشان در آورد. مثلا قریب به اتفاق طراحان حرفهای فریهند را به ایلاستراتوری که مخصوصا آن زمان بسیار بسیار از آن عقب افتادهتر بود ترجیح میدادند یا بیشتر بازار لیآوت دست کورک اکسپرس بود. اما چون آنها مجبور به خرید فتوشاپ بودند، ادوب ایلاستراتور آشغال (در آن زمان) را با تخفیف خیلی پایین به همراه فتوشاپ ارئه میکرد و شرکتها میتوانستد چند صد دلار در خرید فریهند صرفه جویی کنند. همینکار را هم با ایندیزاین با تخفیف حتی بیشتر کرد. اما در مورد ایندیزاین کارش حتی سریعتر هم پیش رفت چون هم تقریبا همهٔ طراحان از دست کورک کلافه و عصبانی بودند و هم ایندیزاین انصافا از کورک برنامهٔ بهتری هم شد. تیر خلاص را هم کورک وقتی به خودش زد که ارجحیت برنامهاش را به نسخهٔ ویندوزش داد (به امید گرفتن بازار ادارات که هیچوقت هم اتفاق نیفتاد). و چون اکثریت مشتریانش طراحان گرافیک بودند که مک استفاده میکردند، آنها هم عطایش را به لقایش بخشیدند و به ایندیزاین کوچ کردند.
اما چرا اپل اپرچر را ساخت؟ علتش این بود که در یک مرحله پشت سر هم ساختار سیستم عامل اپل عوض میشد. اگر یادتان باشد، همه چیز برای پاورپیسی نوشته شده بود و سیستم نه داشتیم و غیره. بعد تیر خلاص سیستم نه را زدند و نکست را خریدند و استو جابز آمد روی کار. حالا در عرض چند سال اپل مجبور به انجام کلی شامورتی بازی شد تا بتواند هم سیستم عاملش را عوض کند و هم از پاورپیسی برود روی اینتل و هم در آخر سیستم ۳۲ بیتی را بکند ۶۴ بیتی. اپل برای هر کدام از این گذرها یک راه حل موقتی ارائه داد و شرکتها مجبور میشدند که هر بار برنامههایشان را با تغییرات اپل که خیلی هم اساسی و کاربَر بود با کلی هزینه منطبق کنند. شرکتهای بزرگ و برنامههای مهم معمولا محصولاتشان را هم برای مک میساختند و هم برای ویندوز. ویندوز این وسط فرق زیادی نکرده بود. اما در بعضی از مواقع نسخهٔ مک را اگر دوباره نمینوشتند، حداقل مجبور به انجام کلی کار روی آن بودند که با سیستم روز مک که در خودش هم در حال تغییر اساسی بود، از زیربنا به روز کنند. همینجا بود که مثلا مدیرعامل کورک اشتباه تاریخیاش را کرد و به گرافیستها گفت که بروند ویندوز بخرند. ادوب هم انصافا نسخههای ویندوزش زودتر از مکش ساخته میشدند. اما جابز به ادوب فشار میآورد که اولا هنوز ثابت کند که فتوشاب روی مک سریعتر از ویندوز کار میکند و هم نسخهٔ ویندوز آنرا زودتر از مک منتشر نکند.
ادوب تا اندازهٔ زیادی با جابز و اپل کنار آمد. مخصوصا در قسمت محصولاتی که برای بازار چاپ میساخت چون واقعا بیشتر این بازار دست مک بود و طراحانی که به مکینتاش و اپل بسیار وفادار بودند. اما در بارهٔ ویدیو اولویت را به ویندوز داد. جابز و اپل هم مجبور بودند که ثابت کنند که اپل برای اینکارها از ویندوز بهتر است. برای همین شروع به خرید و ساخت برنامههایی مخصوص مک کردند و فاینال کات پرو را تا حدی پیشرفت دادند که بازار ویدئو را از دست ادوب خارج کردند. در رابطه با همین نگرانی اپل بود که میدانست که اگر شرکتهای مهم برنامهنویس ساخت برنامههای مهمشان را برای مک متوقف کنند، کار مکینتاش تمام است. اپل اپرچر را هم ساخت و گرنه مطمئنا اپرچر به تنهایی برای اپل پول چندانی نباید در اورده باشد. اما سوپاپ اطمینانی بود که برنامهٔ حرفهایای مخصوص مک وجود دارد و سرنوشت اپل در دست مدیر عامل ادوب نیست.
درهمین راستا، در مورد برنامههای آفیس هم جابز بیل گیتس را راضی کرد که گارانتی کند که تا چند سال آفیس را برای مک بسازد و توسعه بدهد. مایکروسافت هم در این مورد سنگ تمام گذاشت و آن موقع نسخهٔ مکش را حتی قبل از ویندوز منتشر کرد. جابز واقعا به این چیزها که میرسید معجزهگر و شعبدهباز عجیبی بود.
نسخههای برنامههای خانگی آیلایف مثل آیفوتو و آیمووی و غیره را هم اپل بیشتر برای این ساخت که با مکهایش باندل کند تا مشتریان را تشویق به خرید مکینتاش بکند. که بسیار هم خوب کار کرد. یعنی با مکینتاشی که خیلی هم قوی نبود، میشد فیلم، وبپیج و اسلاید شوهای زیبایی ساخت که با ویندوزهای بسیار قویتر نمیشد درست کرد.
بقیهاش را که همه میدانیم. آیفون آمد و کلا بازار ماهیتش عوض شد و دیگر آن چیزی نیست که یک زمانی بود. اپل هم دیگر آن شرکت رو به ورشکستگی سابق نیست. برای همین چندان انگیزهای هم ندارد که مثلا اپرچر را توسعه بدهد. چون اگر بازارش را مثل ویدئو به ادوب برگرداند، اینبار ادوب بیشتر انگیزه دارد که برنامههای مکش را در راستای ویندوزش گسترش بدهد. تا اینکه مثلا آنرا دو دستی گرایشش بدهد برای تمرکز به بازار ویندوز که نتیجهاش الان برای اپل جالب نیست.
ممنون از توضیح مفصل شما.
منظور من رقابت اپرچر با لایت روم بود و نه فوتوشاپ که البته درست می گویی که اپل دیگر میلی برای توسعه این گونه برنامه ها ندارد.
و امان از ادوبی که برنامه ها را می خرد و می کشد و به شرکت دیگری هم واگذار نمی کند: پیج میکر، فریهند، گولایو...
هر برنامه ای را می توان در آینه رقیبش دید و اگر رقیب نباشد دیگر چگونه می شود آن را ارزیابی کرد.
ممنون ایلیا خیلی کامل بود.
من اپرچر را موقعی خریدم که دویست دلار بود! و راستش را بخواهی اگر این بلا سرش نیامده بود از کردهٔ خود پشیمان نبودم. حالا هم به آن صورت «پشیمان» نیستم و خیلیها را هم مثل خودم در فورومها میبینم که واقعاً حالا نمیدانند چه بکنند چون هیچیک از آلترناتیوهای موجود به مذاقشان نمیآید. خود من ماههاست که دارم اجارهٔ LR و فتوشاپ را میپردازم ولی هنوز رغبت نکردهام بیشتر از پنج دقیقه روی آنها وقت بگذارم!
اما در مورد ادوبی این کار ها منحصر به این شرکت نیست. مایکروسافت از این کارها زیاد کرده است. خود اپل هم از این کارها زیاد کرده است. البته سبک کار اپل بخاطر این که سختافزار ساز است کمی فرق میکند ولی ماهیتاً همین است که اگر تکنولوژی تازهای میبینند که یا به کارشان میآید و یا رقابتی برای کارشان ایجاد خواهد کرد سعی میکنند به هر شکل ممکن مال خود کنند و استفاده کنند و یا از سر راه بردارند. اگر این بلا را سر دیگران نیاورند، دیگران این بلا را سر آنها خواهند آورد! قانون بازی این است!
شگفت این که با این وجود همیشه رقابت وجود دارد و چیزهای نو آفریده میشود. مسئله این است که بازار عرضه و تقاضا متحول شده است و جای زیادی برای زیست ابزاری چون فتوشاپ را فراهم نمیکند. اگر بازاری برای رقابت وجود داشته باشد، رقیب هم پیدایش میشود!
توضیحات دوستان خیلی خوب بود. در واقع خیلی وقتها همین رقابتها و به هر قیمتی در بازار ماندنِ شرکتها، چیزی است که بهایش را مشتریان وفاداری میدهند که شاید هزاران دلار پول و صدها ساعت وقت را روی یک سیستم/برنامه صرف کرده باشند. البته من در جایگاه رؤسای آن شرکتها نیستم که بدانم چرا و چگونه این تصمیمها گرفته میشوند، اما تصور میکنم این نوع کارها هر چه باشند، «اخلاقی» نیستند. جواب آن کسی که دنیایش را با «فاینال کات» ساخته و یک روز به جای آن نرمافزار حرفهای، یک «آشغال» را تحویل میگیرد چه کسی باید بدهد؟
شاید به همین دلیل است که دلم نمیخواهد سرنوشت کتابخانهام دستِ چند تا شرکت باشد که هر روز با فکری تازه از خواب بیدار میشوند. مثلاً اگر روزی همین اپل خان بخواهد «آیبوکز» را بکُشد، شاید باید با کتابهای خریداریشده روی آیبوکز استور هم خداحافظی کرد!