انجمن ویکی قلم‌های فارسی
ورود / عضویت

درگذشت استیون هاکینگ

بخش موضوعات متفرقه

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Mehdizadeh » 16 مارس 2018, 12:39

انسان دوست دارد آنچه برایش خوش است بشنود
منم اگر دنبال هوسرانی بودم و سرای دائمی آخرت را به سرای دو روزه‌ی فانی دنیا میفروختم، با شما و همه‌ی کسانی که خدا و آخرت را انکار میکردند هم عقیده میشدم
نماد کاربر
Mehdizadeh
 
پست‌ها : 393
تاریخ عضویت: 06 اکتبر 2012, 15:36
محل سکونت: Tehran

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط AmirT » 16 مارس 2018, 13:38

هاهاها، دقیقا!!!!
شما هوسرانی بی حد و بی پایان آخرت رو برگزیدی، دوست من! و این داستان آنقدر به گوش شما خوش اومده که با اینکه دلیل منطقی‌ای برای درستیش وجود نداره، و دلایل بســــــــیاری در علوم مختلف بر غیر محتمل بودن شدیدش تاکید میکنند، هنوز سرسختانه بهش اعتقاد داری و به کسانی که برای شما دلیل و مدرک می‌آورند، مثل هاکینگ، صفت‌های عجیب نسبت میدی.
واقعا تامل برانگیز نیست که بیش از ۹۵ درصد دانشمندان جهان (که قدمی در درک جهان اطرافشون برداشتن)، بیخدا هستند و افراد معمولی جامعه، اکثرا با سطح سواد مضحک، طرفداران سرسخت ادیان و داستان‌های متصله؟
But what is happiness except the simple harmony between a man and the life he leads? — Albert Camus
نماد کاربر
AmirT
 
پست‌ها : 324
تاریخ عضویت: 10 ژوئن 2011, 12:51

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Mehdizadeh » 16 مارس 2018, 19:17

اگر همین دانشمندان دلیل و مدرک می‌آورند که خدا و آخرت هست، شما ایمان می‌آوردید؟!
همانگونه که پیامبران با معجزات و ادله‌های بسیاری بر مردم وارد شدند، ولی جز انکار و گمراهی چیزی بهشون اضافه نشد
نماد کاربر
Mehdizadeh
 
پست‌ها : 393
تاریخ عضویت: 06 اکتبر 2012, 15:36
محل سکونت: Tehran

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Ilia » 16 مارس 2018, 21:00

Mehdizadeh نوشته است:[نمایش]
انسان دوست دارد آنچه برایش خوش است بشنود
منم اگر دنبال هوسرانی بودم و سرای دائمی آخرت را به سرای دو روزه‌ی فانی دنیا میفروختم، با شما و همه‌ی کسانی که خدا و آخرت را انکار میکردند هم عقیده میشدم


چرا فکر میکنی که هر کس با شما هم عقیده نیست، دنبال هوسرانی است؟

Mehdizadeh نوشته است:[نمایش]
اگر همین دانشمندان دلیل و مدرک می‌آورند که خدا و آخرت هست، شما ایمان می‌آوردید؟!
همانگونه که پیامبران با معجزات و ادله‌های بسیاری بر مردم وارد شدند، ولی جز انکار و گمراهی چیزی بهشون اضافه نشد


با آنکه میدانم که این متاسفانه این گونه بحث ها اینجا عاقبت خوشی ندارد، اما چون میپرسی، مجبورم جواب بدهم:
قبول یک نظریهٔ علمی، هیچوقت صد در صد نیست و کلی فاصله هست از یک نظریه ای که یک دانشمند بدهد تا جایی که آنرا تقریبا ثابت شده حساب کنند. به همین دلیل، این جور «ایمان» که شما میگویی، یعنی اینکه چیزی را بدون امکان شک باور کردن، اصلا با اصل علم تضاد دارد. نظریه های علمی میشود و باید زیر سوال بروند. اما ایمانی که شما مد نظر داری یعنی اینکه: هر کس هر چه گفت که با اعتقادات شخص مومن تضاد داشت، حتما اشتباه میکند. برای همین هم هست که یک پیامبر دانشمند در تاریخ پیدا نمیشود.
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 6035
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط AmirT » 16 مارس 2018, 21:45

Mehdizadeh نوشته است:[نمایش]
اگر همین دانشمندان دلیل و مدرک می‌آورند که خدا و آخرت هست، شما ایمان می‌آوردید؟!
همانگونه که پیامبران با معجزات و ادله‌های بسیاری بر مردم وارد شدند، ولی جز انکار و گمراهی چیزی بهشون اضافه نشد

بله. البته پیرو توضیحات ایلیا، ایمان نمیاوردم، متقاعد میشدم.
جالبه بدونید چیزهایی که دانشمندان با ارائه دلیل و مدرک به ما ثابت کردند، خیلی عجیب تر از مفهوم خدا و آخرت هست. (که از بدو تولد انقدر در گوش یک ایرانی خوانده میشه و در هر صحبتی به عنوان اصول غیرقابل انکار در نظر گرفته میشه، که رهایی ازش سخت تره تا ایمان آوردن بهش)
از این چیزهایی که دانشمندان با ارائه مدرک راهی جز پذیرش برای ما نگذاشتند، میشه به دنیای نسبیت و کوانتوم اشاره کرد. مثل کند شدن زمان، که بعد از اینکه همه از مسیر تئوری پذیرفتنش، بعدا در عمل و واقعیت هم ثابت شد. یا کوانتوم تانلینگ، یعنی عبور یک ذره (مثل الکترون) از وسط یه چیز دیگه (مثل دیوار). کی فکرشو میکرد؟! با هیچ عقلی جور در نمیاد که مثلا دست من از توی دیوار عبور کنه. ولی در دنیای کوانتوم پیشبینی و اثبات شد. الان هم در جامعه علمی هرکسی یکدفعه صبح از خواب بلند شه و بگه کوانتوم تانلینگ به نظر من چرته، باید از ظهر به بعد دنبال شغل جدید و البته غیر علمی باشه. مگر اینکه ادعاش رو اثبات کنه و تئوری کاملتری ارائه بده.
اون معجزات و ادله‌ای هم که شما اشاره کردی رو باور کن من تا حالا ندیدم. اگر دیده بودم مجبور میشدم جهانبینیم رو جوری تغییر بدم که اونها رو هم شامل بشه. راستش رو بخواهی برام جالبه که از زمانی که فناوری ثبت صدا و تصویر به وجود اومد اینجور معجزات هم دیگه اتفاق نیافتاد. نه، واقعا جالب نیست؟ افلا یتفکرون؟
But what is happiness except the simple harmony between a man and the life he leads? — Albert Camus
نماد کاربر
AmirT
 
پست‌ها : 324
تاریخ عضویت: 10 ژوئن 2011, 12:51

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Ali_Omid » 17 مارس 2018, 09:12

این بحث من را به یاد موضوع (خوشبختانه) پایان‌گرفته‌ی «کذب بودن سفر انسان به ماه» در همین انجمن می‌اندازد.
علم و باور دو مقوله‌ی جدا از هم هستند که هیچ سنخیتی با هم ندارند (این را ریچارد داوکینز در یکی از مجموعه‌های تلویزیونی‌اش مفصل بحث کرده). روش علمی ۱-ارائه‌ی نظریه است، ۲-پیش بینی بر اساس نظریه و ۳-آزمون و آزمایش نظریه برای بررسی صحت آن. همه برای ایجاد یک مدل که بهتر از مدل‌های قبلی جوابگو باشد (همان طور که هاوکینگ در «طرح بزرگ» نوشته). روش علم، باورپذیری نیست. علم با باور سر و کار ندارد، گرچه گاهی به‌ناچار باورهای غلط را نشانه می‌رود. اگر زمانی نظریه‌ای علمی، حتی از یک آزمایش کوچک، سربلند بیرون نیاید، نظریه‌ای مردود خواهد بود اما چنین هم نیست که دانش بشری عقبگرد کند و جایش را به باورهای خرافی بدهد بلکه جایش را به نظریه‌ای جامع‌تر و کاملتر و زیباتر خواهد داد. اگر روزی مدل‌هایی که نظریه‌هایی چون «انتخاب طبیعی» داروین، «نسبیت» اینشتین، «اصل عدم قطعیت» هایزنبرگ و «کوانتوم» از پلانگ و شرودینگر گرفته تا فیزیکدانان معاصر... جوابگو نباشند، جایشان را به نظریه‌هایی غنی‌تر خواهند داد، نه به باورهای انسان‌های بیست قرن پیش.
مدلی که هاوکینگ (بسیار هوشمندانه) به عنوان تبخیر سیاهچاله‌ها و داشتن تشعشع ارائه کرده، گرچه هنوز امکان آزمایش آن وجود ندارد اما پیش‌بینی‌های جالبی کرده که (شاید برای نخستین بار) دو نظریه‌ی نسبیت عام (که با اجرام بزرگ و دنیای ماکرو سر و کار دارد) و نظریه‌ی کوانتوم را (که به قوانین حاکم بر زیراتمها و دنیای میکرو می‌‌پردازد) کنار هم نشانده.
Ali_Omid
 
پست‌ها : 143
تاریخ عضویت: 15 مارس 2006, 13:06

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Ali_Omid » 17 مارس 2018, 09:19

امیدوارم این مبحث هم مثل آن یکی ختم (به خیر!) شود و برگردیم سر همان صحبت درباره‌ی کامپیوتر و تکنولوژی و اپل و ... که اتفاقا دستاورد علوم هستند و نه باورها.
Ali_Omid
 
پست‌ها : 143
تاریخ عضویت: 15 مارس 2006, 13:06

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط AliGhz » 17 مارس 2018, 12:12

علم، چراغ قوه‌ای است که باریکه‌ای از نور را روی کوه تاریک نادانسته‌های آدمی می‌اندازد. اما انسان برای زندگی کردن و فهم زندگی، نیازی ندارد تا صبر کند علم، با تمامی محدودیت‌هایش، دلیل وجود آن کوه را توضیح بدهد. علم برای توضیح قوانین این جهان است نه روشن کردن دلیل وجود جهان و هدف و غایت احتمالی آن.

اینشتین در پس قوانین شگفت‌انگیز جهان، چیزی دیگر دید. هاوکینگ آن را ندید و در همان قوانین متوقف شد. کدام‌یک از ما مغز این دو و تبحر این دو در فیزیک را داریم که بخواهیم بگوییم آن یکی درست گفت یا این یکی؟ پس تا حدی سلیقه و درک شخصی ماست که یکی از این دو رویکرد را بپسندیم؛ در عین اینکه راه را بر آن یکی نمی‌بندیم. اما اینکه با تمام جهل خود بخواهیم اثبات کنیم حتما یک راه درست است و دیگران را هم بخواهیم متقاعد و معتقد به نگاه تنگ خود کنیم، کاری که ریچارد داوکینز با تعصب و افراطی‌گری طالبان‌وار انجام می‌دهد، ناشی از نادانی ماست.
 Think Different.
نماد کاربر
AliGhz
Site Admin
 
پست‌ها : 2030
تاریخ عضویت: 14 نوامبر 2009, 16:55
محل سکونت: تورنتو/تهران

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Mehdizadeh » 17 مارس 2018, 13:49

پس نظر شما اینه که انسان همینطور و بدون هیچ دلیلی تالاپی افتاد زمین ؟!
این همه نظم هیچ دلیلی نداره؟
خیلی کورکورانه و از روی لجاجت برای خودتون تصمیم گیری میکنید
اصلا مطالعه در این خصوص داشتید؟!
تا حالا شده بنشینید و یک کم فکر کنید؟
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط Mehdizadeh در 17 مارس 2018, 13:52.
نماد کاربر
Mehdizadeh
 
پست‌ها : 393
تاریخ عضویت: 06 اکتبر 2012, 15:36
محل سکونت: Tehran

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط AmirT » 17 مارس 2018, 13:51

AliGhz نوشته است:[نمایش]
علم، چراغ قوه‌ای است که باریکه‌ای از نور را روی کوه تاریک نادانسته‌های آدمی می‌اندازد. اما انسان برای زندگی کردن و فهم زندگی، نیازی ندارد تا صبر کند علم، با تمامی محدودیت‌هایش، دلیل وجود آن کوه را توضیح بدهد. علم برای توضیح قوانین این جهان است نه روشن کردن دلیل وجود جهان و هدف و غایت احتمالی آن.

اینشتین در پس قوانین شگفت‌انگیز جهان، چیزی دیگر دید. هاوکینگ آن را ندید و در همان قوانین متوقف شد. کدام‌یک از ما مغز این دو و تبحر این دو در فیزیک را داریم که بخواهیم بگوییم آن یکی درست گفت یا این یکی؟ پس تا حدی سلیقه و درک شخصی ماست که یکی از این دو رویکرد را بپسندیم؛ در عین اینکه راه را بر آن یکی نمی‌بندیم. اما اینکه با تمام جهل خود بخواهیم اثبات کنیم حتما یک راه درست است و دیگران را هم بخواهیم متقاعد و معتقد به نگاه تنگ خود کنیم، کاری که ریچارد داوکینز با تعصب و افراطی‌گری طالبان‌وار انجام می‌دهد، ناشی از نادانی ماست.


من فکر میکنم این توصیف از علم بیشتر دردسرسازه تا راه گشا. وقتی میتونیم واقعیت روش علمی رو بیان کنیم چرا باید از تمثیل‌های ادبیاتی استفاده کنیم؟
Ali_Omid روش علمی رو توضیح داد. من دوست دارم برای بقیه اینجوری توصیفش کنم که علم یک بازی مدل‌سازیه: بر اساس چیزی که تا الان دیدیم یک قانون از رفتار سیستمی میسازیم، و بعد اون قانون رو آزمایش میکنیم، اگر مدلی که ساختیم با اون سیستم منطبق بود، درست در نظرش میگیریم و براساسش جلو میریم تا زمانی که این انطباق از بین بره. اون وقت برمیگردیم و به دنبال اشکال مدل میگردیم و مدل جدیدی میسازیم.
به نظرم همه انسان‌ها در همه مراحل زندگیشون یا دارن از غریزه استفاده میکنن یا از روش علمی. غریزه سیم‌کشی پیشفرض مغزمونه، اما پیشرفت مغز و یادگیری با روش علمی اتفاق میافته. مثلا یک بچه میبینه که گربه‌ای غذای خودش رو میخوره، پس این مدل در ذهنش ایجاد میشه که اون غذا خوردنیه، پس آزمایش میکنه و اونو میذاره توی دهنش و وقتی با مزه بد مواجه میشه نتیجه میگیره که برای اون خوردنی نیست و این به عنوان داده جدید در مغزش ثبت میشه. همه ما در تمام مراحلی که از منطق و نه غریزه خودمون استفاده میکنیم داریم از روش علمی پیروی میکنیم. اما جالبه که وقتی نتایج علمی با چیزهایی که دوست داریم یا از قبل در ذهنمون بوده تناقض داره از پذیرفتنش سر باز میزنیم. این کمیک در این باره برای من جالب بود:
623e9e31277e28c0fc84ac8901c4f144.jpg
623e9e31277e28c0fc84ac8901c4f144.jpg (28.08 KiB) - بازدید 3554 بار

البته این رفتار جزو غرایز ماست و در تکاملمون نقش داشته، مثلا اگر یک شیری یکبار خیلی با ما مهربون بود، مغز از پذیرفتن اینکه شیرها از این به بعد موجودات مهربونی هستند سر باز میزنه. چون اگر اینکارو کنه توسط شیر بعدی خورده میشه.

و سوال اینکه اگر انسان برای زندگی به جواب‌های علمی احتیاج نداره، پس به چه چیزی احتیاج داره؟ درسته که ریاضیات و علم هیچوقت دلیل وجود اون کوه یا دنیا رو بعد از علامت مساوی به دست نخواهد آورد، اما بدون دونستن جنس و اندازه اون کوه و رفتارش، چطور و بر چه اساسی قراره به "دلیل وجود جهان و هدف و غایت احتمالی آن" فکر کنیم؟ علم و داده علمی جزو مخلفات اساسی تفکر به هدف این جهانه. همونطور که جزو مخلفات اصلی همه چیز بوده که ما در این دنیا "درست" انجام دادیم.

در مورد روش امثال داکینز و هیچنز هم باید بگم هدف اونها متقاعد کردن طرف مقابل نیست، هدف اونها پخش پر طنین علم در جهان و سرکوب اقتدار دینه، تا نسل بعدی در کنار پروپگندای دینی و سیاسی، قبل از تصمیم گیری، نظرات علمی رو هم بشنوه، نه اینکه علم رو به عنوان مشغولیت دانشمندان در آزمایشگاه‌ها تلقی کنه و باورهای اصلیش رو از تلوزیون به دست بیاره. پس به نظرم تا زمانی که طالبان دینی وجود داره، طالبان علمی هم باید حداقل به همون شدت فعالیت کنه.
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط AmirT در 17 مارس 2018, 14:07.
But what is happiness except the simple harmony between a man and the life he leads? — Albert Camus
نماد کاربر
AmirT
 
پست‌ها : 324
تاریخ عضویت: 10 ژوئن 2011, 12:51

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط AmirT » 17 مارس 2018, 14:02

Mehdizadeh نوشته است:[نمایش]
پس نظر شما اینه که انسان همینطور و بدون هیچ دلیلی تالاپی افتاد زمین ؟!
این همه نظم هیچ دلیلی نداره؟
خیلی کورکورانه و از روی لجاجت برای خودتون تصمیم گیری میکنید
اصلا مطالعه در این خصوص داشتید؟!
تا حالا شده بنشینید و یک کم فکر کنید؟

انسان یکدفعه به وجود نیومد، اگر یکدفعه به وجود اومده بود میشد گفت که کار خدا بوده.
و چرا، این همه نظم "حتما" دلیلی داره، فقط هنوز دلیلشو کامل نمیدونیم، کار دانشمندان در حال حاضر کشف این دلیله، که پیشرفت‌های چشمگیری هم داشتن. حالا اینکه ما کاملا نمیدونیم یعنی هرچی که شما ادعا میکنی درسته؟
بخش بسیار بزرگی از این ظرافت و نظم که شما میبینید هم در نظریه‌های علمی مختلف تشریح شده. من شاید بیشتر از هرچیزی در زندگیم به این مباحث فکر کرده باشم (تفکر آگاهانه البته) و به اندازه علاقه خودم مطالعه داشتم و رشته تحصیلیم هم فیزیک بوده. شما چه مطالعاتی داشتید؟ چون توجیه بخش بزرگی از نظم جانداران در نظریه تکامل و اصلاحات بعدیش که الان بدنه بیولوژی و جانورشناسی رو تشکیل میدن بیان شده. آیا شما اونها رو مطالعه کردید؟ توجیه نظم دنیای فیزیکی اطرافمون رو هم امروزه بهش میگن علم فیزیک و شیمی!
به دنبال به کار بردن کلمات لجاجت و کورکورانه، دوباره میپرسم "چرا از زمانی که فناوری ثبت صدا و تصویر به وجود اومد اینجور معجزات هم دیگه اتفاق نیافتاد؟"
این که چه کسی لجاجت میکنه به عهده خواننده.
But what is happiness except the simple harmony between a man and the life he leads? — Albert Camus
نماد کاربر
AmirT
 
پست‌ها : 324
تاریخ عضویت: 10 ژوئن 2011, 12:51

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Ali_Omid » 17 مارس 2018, 15:03

با وجودی که تمایل چندانی به ادامه این بحث ندارم. اما باید از توضیحات مفصل‌تر جناب امیر تشکر کنم. اعتقادی هم به استفاده از روش طالبانی در هیچ زمینه‌ای ندارم، چه سیاست، چه باورهای شخصی و چه علم. تا آنجا که می‌دانم روش داوکینز هم طالبانی! نیست. باز هم می‌گویم بهتر است پیش از هرگونه جبهه‌گیری، کمی مطالعه کنیم. از داوکینز، کتاب «ساعت‌ساز نابینا» (که اتفاقا درباره همان نظم است و نه تالاپ افتادن موجودات بر زمین) به فارسی ترجمه شده. کتابهای هاوکینگ را هم قبلا معرفی کرده‌ام. بهتر است نظرات این افراد را از روی کتابهایشان بیابیم، نه از روی نقل‌قولهای (معمولا) مغرضانه.
Ali_Omid
 
پست‌ها : 143
تاریخ عضویت: 15 مارس 2006, 13:06

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط AliGhz » 17 مارس 2018, 16:16

یکی معتقد است که دین موجب سعادت آدمی است و پاسخ همه سوالات او را دارد، یکی این نقش را برای علم قائل است. من یاد گرفته‌ام که به چیزی معتقد نباشم (اعتقاد واژه‌ای عربی از ریشه عقد است که معنای گره هم می‌دهد)، به جای گره زدن ذهنم به چیزی، گره‌ها را از ذهنم باز کنم، و برای دریافت‌های درونی‌ام ارزشی کمتر از گفته‌های دست‌دوم دیگران قائل نباشم.

اما مهم‌تر از همه اینها، باور دارم آن جهان‌بینی که آدم‌ها را مهربان‌تر نمی‌کند، یک جای کارش ایراد دارد. برای فهم جوهر زندگی، لازم نیست خودمان را در لابراتوار زندانی کنیم و با میکروسکوپ به تماشای میکروارگانیسم‌ها بنشینیم. گاهی فقط کافی است روی نیمکت یک پارک بنشینیم و دانه خوردن پرنده‌های سبکبال را تماشا کنیم تا دریابیم این جهان و این زندگی، بر مبنای مهر و عشقی ساخته شده که هیچ فرمول فیزیکی نمی‌تواند آن را توضیح بدهد.

این حرف البته برای ذهن‌های طالبانی دین‌پرستان و علم‌پرستان زیادی سنگین است و من هم قصدم زدودن این جمود فکری نیست. فقط می‌نویسم تا فرداروزی اگر رهگذری از اینجا گذشت و این پست‌ها را خواند، لحظه‌ای شاید از خاطرش بگذرد که مهم‌تر از دین و علم و اثبات و حقنه کردن عقاید تنگ خود به دیگران، شاید چیز دیگری هم باشد.
 Think Different.
نماد کاربر
AliGhz
Site Admin
 
پست‌ها : 2030
تاریخ عضویت: 14 نوامبر 2009, 16:55
محل سکونت: تورنتو/تهران

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط AmirT » 17 مارس 2018, 17:25

Ali_Omid نوشته است:[نمایش]
با وجودی که تمایل چندانی به ادامه این بحث ندارم. اما باید از توضیحات مفصل‌تر جناب امیر تشکر کنم. اعتقادی هم به استفاده از روش طالبانی در هیچ زمینه‌ای ندارم، چه سیاست، چه باورهای شخصی و چه علم. تا آنجا که می‌دانم روش داوکینز هم طالبانی! نیست. باز هم می‌گویم بهتر است پیش از هرگونه جبهه‌گیری، کمی مطالعه کنیم. از داوکینز، کتاب «ساعت‌ساز نابینا» (که اتفاقا درباره همان نظم است و نه تالاپ افتادن موجودات بر زمین) به فارسی ترجمه شده. کتابهای هاوکینگ را هم قبلا معرفی کرده‌ام. بهتر است نظرات این افراد را از روی کتابهایشان بیابیم، نه از روی نقل‌قولهای (معمولا) مغرضانه.

قربان شما!
اتفاقا من تمایل زیادی به ادامه این بحث دارم، چون فکر میکنم بحث و تبادل نظر راه رسیدن به دیدگاه یا حداقل درک مشترکه.
ازونجا که یکی دوتا تیکه جوندار هم از طرف علی قزوینی نثار من شد، اگر شک دارید لازمه توضیح بدم که من با روش طالبان و حمله مسلحانه و خشن موافق نیستم. منظورم از طالبان علمی هم عملکرد علمی‌ای بود که تاثیر گذاری کارهای طالبان واقعی رو در جهت عکس و به نفع علم داشته باشه.

AliGhz نوشته است:[نمایش]
یکی معتقد است که دین موجب سعادت آدمی است و پاسخ همه سوالات او را دارد، یکی این نقش را برای علم قائل است. من یاد گرفته‌ام که به چیزی معتقد نباشم (اعتقاد واژه‌ای عربی از ریشه عقد است که معنای گره هم می‌دهد)، به جای گره زدن ذهنم به چیزی، گره‌ها را از ذهنم باز کنم، و برای دریافت‌های درونی‌ام ارزشی کمتر از گفته‌های دست‌دوم دیگران قائل نباشم.

بله، تفاوت این دو در اینه که فقط طرف قائل به علم میتونه پاسخ سوالاتی که بعد از این ادعا جلوش گذاشته شد رو در حدی که ادعا کرده بده. و همه چیز در دنیای مدرن امروزی، محصول طرز فکر و تحقیقات اینجور آدم‌ها بوده. و دستاوردهای ملموس گروه اول به صفر میل میکنه (البته اگر خود صفر یا به تعابیر دیگر منفی نباشه).
در مورد دریافت‌های درونی هم، پیشنهاد میکنم جمله How our minds deceive us رو در گوگل جستجو کنی، سرنخ‌های زیادی پیدا خواهد شد.

AliGhz نوشته است:[نمایش]
اما مهم‌تر از همه اینها، باور دارم آن جهان‌بینی که آدم‌ها را مهربان‌تر نمی‌کند، یک جای کارش ایراد دارد. برای فهم جوهر زندگی، لازم نیست خودمان را در لابراتوار زندانی کنیم و با میکروسکوپ به تماشای میکروارگانیسم‌ها بنشینیم. گاهی فقط کافی است روی نیمکت یک پارک بنشینیم و دانه خوردن پرنده‌های سبکبال را تماشا کنیم تا دریابیم این جهان و این زندگی، بر مبنای مهر و عشقی ساخته شده که هیچ فرمول فیزیکی نمی‌تواند آن را توضیح بدهد. این حرف البته برای ذهن‌های طالبانی دین‌پرستان و علم‌پرستان زیادی سنگین است و من هم قصدم زدودن این جمود فکری نیست. فقط می‌نویسم تا فرداروزی اگر رهگذری از اینجا گذشت و این پست‌ها را خواند، لحظه‌ای شاید از خاطرش بگذرد که مهم‌تر از دین و علم و اثبات و حقنه کردن عقاید تنگ خود به دیگران، شاید چیز دیگری هم باشد.

علی جان معیار حقیقت مهربانی نیست. این دستور العملی که شما تجویز کردی هم شاید برای بردن نوبل ادبیات یا در بحث‌های علوم انسانی به کار بیاد. اما متاسفانه وسط این بحث بی ارزشه.
راستی تا گوگل را نبستی Appeal to emotion logical fallacy رو هم سرچ کن.
But what is happiness except the simple harmony between a man and the life he leads? — Albert Camus
نماد کاربر
AmirT
 
پست‌ها : 324
تاریخ عضویت: 10 ژوئن 2011, 12:51

پاسخ: درگذشت استیون هاکینگ

پستتوسط Ilia » 17 مارس 2018, 18:11

همین علاقه به دیدن جهان بصورتی که مهربانانه‌تر و لطیف‌تر باشد، عامل مهمی است که مردم را به قبول خرافه سوق میدهد. من را یاد دنیایی میندازد که ما برای بچه‌های خردسال از حقایق میسازیم؛ "پدربزرگت رفته مسافرت، چند سال دیگر برمیگرده".
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 6035
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

قبلیبعدی


بازگشت به متفرقه


کاربران حاضر در این انجمن: بدون کاربران آنلاین و 3 مهمان