انجمن ویکی قلم‌های فارسی
ورود / عضویت

از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

بخش موضوعات متفرقه

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Nyaiesh » 09 دسامبر 2011, 19:13

هرچند که بنظر من جای بحث‌های مذهبی در ایرماگ نیست، اما چون این بحث ایجاد شده دیگر چندان ربطی به موضوع "خطاطی و قلم‌سازی" نداشت، از آن جدا شد.
--------------------------------------
نمی دانم کدام یک از مدیران این تصمیم را گرفت ولی خیلی ظلم بزرگی می‌کنید و غصه می خورم که فرعیات را خوب می‌شناسیم اما به اصل که می‌رسیم می‌گویم جایش در ایرماگ نیست پس کجاست؟ دین را از سیاست جدا کردند شما هم از علم جدا کن عاقبتش بمب اتمی است. سر سرخپوست است.
دوم آن که نام بدی هم انتخاب کردید: از نام الفبا یعنی چی؟
سوم: بیست صفحه در ایرماگ راجع به قلم‌سازی بحث شد که میان دیگر مباحث ایرماگ بسیار طولانی است و این بیست صفحه به ملیت و تایپوگرافی و همه چیز پرداخت اما تا اسم دین آمد صفحه ها را جدا کردید تا همان خواسته عملی شود که به دین مربوط نیست... و جای همه چیز این جا هست جز کرک نرم افزار و دین.
این عدالت است؟ ایرماگ جای همه بحثی هست اما این بحث که بسیاری کاربران در آن مشارکت کرده‌اند را حذف می‌کنید. چون این چند صفحه ادامه همان بیست صفحه است و باید با هم خوانده شود و اگر جدا شود بخشی از معانی نابود می‌شود.
آخرین ویرایش توسط Nyaiesh on 09 دسامبر 2011, 19:24, ویرایش شده در 2.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 348
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Ilia » 09 دسامبر 2011, 19:18

محمد رضا جان،

علتش را که قبلا گفتم، چون نمیشود در موردش آزادانه بحث کرد. شما هم قبلا جواب دادید که من حرف کوچه بازاری میزنم.

اما به همین علت هم هست که نمیشود در ایرماگ در مورد سیاست بحث کرد. چون باز هم طرفین بخاطر مشکلاتی که در برای سایت ایجاد میشود نخواهند توانست آزادانه نظرشان را بدهند. راستش بحث یک طرفه یا بحثی که عده‌ای نتوانند بدون مشکل حرفشان را بزنند، درست نیست.
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 6035
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Ilia » 09 دسامبر 2011, 19:21

در ضمن بحثی را حذف نکردیم. فقط جدایش کردیم. برای همهٔ تاپیک‌ها هم همین کار را میکنیم.
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 6035
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Nyaiesh » 09 دسامبر 2011, 19:23

باشد ولی من طبق قرار پاسخ را دو ماه دیگر در پایگاه خودم می‌گذارم البته شما هم مقداری کم لطفی می‌کنید و از وضع این جا بی خبرید سری به برخی پایگاه‌ها بزنید و ببینید چه سؤالاتی آزادانه و بی مشکل مطرح می شوند و کسی مشکلی ندارد کار شما یا نادانسته است یا ارعاب است:
http://x-shobhe.com/
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 348
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط chitsaz » 09 دسامبر 2011, 23:59

اوه! چه اسم عرفانی ای!
با اینکه بیصبرانه منتظر جوابیه ی آقای محمدرضا خان بودم ولی با جدا کردن این مبحث هم موافقم چون مباحث داشت پیچیده تر از قلم سازی می شد.
نماد کاربر
chitsaz
 
پست‌ها : 72
تاریخ عضویت: 26 ژوئیه 2010, 20:15

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Ahmad » 15 دسامبر 2011, 00:38

دوستان سلام،

بنده متن زیر را در واکنش بہ بحث‌های اخیر در مورد نظام نوشتاری مورد استفاده ما فارسی زبانہا نوشتہ‌ام. امیدوارم کہ اینگونہ بحث‌ها تبدیل بہ کارزار جنگ ایدئولوژیک نشود کہ همانطور کہ دوستان نیز بکرات خاطرنشان کرده‌اند ایرماگ جای اینگونہ مباحث نیست. هدف بنده اما روشن کردن چرائی استفاده از این رسم‌الخط و سیر تکامل ان از لحاظ فنی است.

احمد


پس ازحملۂ اعراب بہ ایران (امپراتوری فارس ) وشکست تلخی کہ نتیجۂ آن بود، اعراب برهمۂ جوانب حیات سیاسی و فرهنگی ایرانیان مستولی شدند. زبان پہلوی کہ تا آن زمان زبان دیوان پادشاهان و حکمرانان محلی ایران بود جای خود را بہ زبان عربی داد. بقول زرین‌کوب اعراب غازی شاید زبان و خط «مجوسی» را مانع نشر و رواج قرآن می‌دانستند لذا سعی در منع زبان و نوشتار این سرزمین کہن نمودند. استیلای مستقیم اعراب بر ایران که حدود ۲۰۰ سال، از دورهٔ ساسانی تا عصر طاهریان، بطول انجامید (زرین کوب) اثراتی عمیق بر حیات فرهنگی ایرانیان از جملہ زبان و سیستم نوشتاری آنہا بر جای گذاشت. چنانکہ ذکرش رفت بتدریج نظام نوشتاری قدیم فارسی منسوخ گشت و نوشتن زبان فارسی بہ نظام نوشتاری غازیان پیروزمند عرب رایج گشت. از نکات جالب حوادث این ۲۰۰ سال این است کہ علیرغم تحمیل زبان عربی بر دربار و دیوانہای محلی، زبان فارسی در میان مردم همچنان رایج بوده و اعراب موفق به نابودی یا به حاشیه راندن آن نشدند. این موضوع از این نظر دارای اهمیت فراوان است کہ اگر بہ حوادث مشابہ در همین برههٔ زمانی نگاه کنیم می‌بینیم کہ اعراب با بہ زیر سلطۂ خود درآوردن ممالک دیگر مانند مصر و شمال آفریقا و یا مناطق شام(سوریہ و لبنان کنونی) نہ تنہا موفق بہ نشر دین خود شدند بلکہ بکلی زبان عربی را بہ زبان رایج در این مناطق تبدیل نمودند. تنها یک سرزمین بود کہ از این قاعده مثتثنی بوده کہ علیرغم تبدیل نظام نوشتاریش بہ نظام نوشتاری عربی، زبان خود را حفظ نمود، این سرزمین ایران بود.

اطلاق لفظ اسلامی و یا حتی فارسی بہ نظام نوشتاری عربی (ArabicScripSystem) نہ تنہا امری غریب است بلکہ هیچ عنصری از حقیقت و بار تاریخی نیز در خود ندارد.
قبل از هر چیز ما باید دو نکتہ را روشن نماییم. یکی مسئلۂ زبان است و دیگری نظام نوشتاری است. زبان فارسی جزء خانوادهٔ زبانہای هند و اروپائی است و از این نظر هیچ شباهتی با زبان عربی ندارد. زبان عربی جزء خانوادهٔ زبانہای سامی (Semitic) می‌باشد. دراین خانواده سہ زبان وجود دارد؛ زبان عبری، زبان عربی و زبان امہاری(Amhari) کہ دراتیوپی وبخشہائی از اریتره رواج دارد.

عکس ۱ نمایانگر جایگاه زبان پارسی در میان دیگر زبانہای هند و اروپائی

Indoeuropean language family tree.jpg


ربط زبان عربی بہ دین اسلام، چنان گوئی این زبان با ظہور این دین پا بہ عرصۂ وجود نہاده نیز هیچ پایہ و اساسی ندارد. واقعیت آن است که تاریخ زبان عربی و رسم‌الخط آن بہ حدود چہارصد سال قبل از میلاد مسیح بر‌می‌گردد بنا بر این وجود آن با ظہور اسلام هیچ ارتباطی ندارد. اما موضوع مہمی کہ پس از ظہور اسلام در رابطہ با زبان عربی باید مد نظر داشت دو اصلاحی است کہ این زبان از سر گذرانده است. حدود بیست سال پس از درگذشت محمد پیغمبر اسلام و در زمان خلافت خلیفۂ سوم، عثمان ابن عفان، وی گروهی را مسئول جمع‌آوری قرآن نمود. تا آن موقع بعضی از آیات و سوره‌های قرآن بروی پوست، چوب و یا استخوان، بصورت حک شده، موجود بود. برخی دیگر از سوره‌ها و آیات، توسط افراد حفظ شده بود. از آنجائیکہ این خطر وجود داشت کہ سوره‌های قرآن پس از مرگ این افراد بہ فراموشی سپرده شود، عثمان کمیتہ‌ای را تشکیل داده و وظیفۂ جمع‌آوری آیات و سوره‌های قرآن را بہ اعضای آن محول نمود. این کمیتہ از تمام افرادی کہ نوشتہ‌ای در دست داشتند یا سوره‌ و یا آیہ‌ای را در حافظۂ خود حفظ نموده بودند خواست تا آن را در اختیار کمیتۂ مزبور قرار دهند. بدین ترتیب این سوره‌ها جمع شد و از آنجائیکہ روایتہای متعددی و گاهی متناقضی از یک سوره و یا آیہ‌ وجود داشت افراد این شورا وظیفہ داشتند کہ تعیین کنند کدام روایت گفتار پیامبر است و کدام یک با گفتار وی متناقض می‌باشد. بدین ترتیب قرآن جمع‌آوری شد و تمام نسخہ‌های دیگر آیات و سوره‌ها بدستور عثمان سوزانده شد. این نسخہ از قرآن بہ مصحف عثمانی معروف است و آن همین نسخہ‌ای است کہ توسط مسلمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. شش نسخہ از این قرآن بہ دستور عثمان تہیہ شده و بہ مناطق تحت سلطۂ مسلمانان در آن هنگام یعنی کوفہ، بصره، مکہ و شام فرستاده گردید. ۲ نسخہ از این کتاب در مدینہ ماند و یکی از آن را عثمان در اختیار داشت.
موضوعی کہ باید بہ آن اشاره شود این است کہ تا آن هنگام رسم‌الخط عربی فاقد نقط‌ہ گزاری (بہ عربی تنقیط) و نیز اعراب‌گزاری (بہ عربی تشکیل ) حروف بود.

عکس ۲، نماینگر بخشی از یک قرآن موسوم بہ نسخۂ تاشکند کہ برخی آنرا یکی از نسخہ‌هائی می‌دانند کہ عثمان بہ مناطق تحت نفوذ خلافت اسلامی فرستاده بود. بہ عدم وجود نقطہ و اعراب توجہ شود.

quran_tashkent.jpg


عکس ۳، تصویر نامۂ منتسب بہ پیامبر اسلام بہ هراکلیوس یا هرقل امپراتور بیزانس یا روم شرقی. بہ عدم وجود نقطہ و اعراب توجہ شود.

نامه پیامبر به هرقل پادشاه روم.jpg


این مسئلہ نہ تنہا برای تازه مسلمانان کہ عربی زبان مادریشان نبود و حتی در اکثر موارد معنی آنچیزی کہ می‌خواندند را نمی‌دانستند بلکہ حتی برای خود عرب زبانہا نیز خواندن متون عربی بسی دشوار میکرد. مثلا در جملۂ استاندارد

أَعُوذ بِاَللَّهِ مِنْ الشَّيْطَان الرَّجِيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

براحتی می‌شد کہ مسلمانان در غیاب نقط‌ہ‌گزاری کلمات را «قاطی» کنند و این جملات راغلط بخوانند مثلا «شیطان الرجیم » را «شیطان الرحیم » و «الرحمن الرحیم » را «رحمان الرجیم » تلفظ کنند کہ پیدا است این برای مؤمنان بہ مثابہ یک فاجعہ می‌توانست تلقی گردد.

عکس ۴، نماینگر امکان خواندن اشتباه متن قرآنی در غیاب تنقیط و تشکیل
Aouz.png
besm.png


از اینجا ضرورت یافتن راه حلی برای این مشکل، یعنی قرائت قرآن بہ نحو صحیح، بصورت ضرورتی حیاتی در آمد. اینکہ برای اولین بار چہ هنگام و یا چہ کسانی دست بکار «تنقیط» قرآن شدند روایت واحدی وجود ندارد، بعضی آنرا بہ زمان علی خلیفۂ چہارم و بہ امر وی و توسط «ابو الاسود الدؤلی» نسبت می‌دهند و بعضی دیگر آنرا بہ چند سالی قبل از دوران خلیفۂ چہارم بہ دوران خلیفۂ سوم عثمان نسبت می دهند.
مهم اما برای ما تقدم و تأخر اینکار نیست چرا کہ ما فقط از دید فنی این مسئلہ را بررسی می‌کنیم. «تنقیط» ( نقطہ‌گزاری، دربعضی منابع اعجام نیز خوانده شده‌است ) متن قرآن با هدف قرائت صحیح آن انجام شد.
اصلاحات دومی ‌کہ نگارش عربی از سر گزراند، اعراب گزاری (بہ عربی تشکیل ) متن قرآن بود. نیز در این مورد اجماعی در مورد بانیان، آمران و مجریان آن وجود ندارد و روایتہای ضد و نقیض در این مورد فراوان است اما یک نکتہ مسلم است و آنہم این است اعراب گزاری مدتی پس از نقطہ‌گزاری انجام گرفتہ است و نہ همزمان با آن. تشکیل (اعراب گذاری ) بگفته ای گویا در عصر خلیفۂ پنجم اموی یعنی عبدالملک ابن مروان انجام شده است. اعراب گزاری با هدف تلفظ درست کلمات قرآن صورت گرفتہ است. جالب است کہ بدانیم کہ اعراب گذاری متن در ابتدا با آنچہ امروز می‌شناسیم بسیار تفاوت داشتہ است مثلا با قرار دادن یک نقطہ بالای حرف، فتحہ تلفظ می‌شد، نقطہ زیر حرف کسره و ضمہ با قرار دادن نقطہ در بین دو حرف مرتبط ایجاد می‌شد.

عکس ۵، نماینگر شیوهٔ اولیۂ اعراب گزاری متن قرآن، بہ وجود نقطہ در جاهای مختلف کلمات بعوض فتحہ، ضمہ ....توجہ شود.
نسخه اولیه قران.jpg


هردوی این اصلاحات با مخالفت شدید برخی از علماء دین مواجہ گشت، آنان می‌گفتند کہ هم نقطہ‌گزاری و هم اعراب گزاری بدعت است و دست بردن در کار خداوند، می‌گفتند قران را همچنانکہ بر نبی اسلام نازل شده باید حفظ و حراست نمود، می‌گفتند مگر خداوند نمی‌دانست کہ اگر نقطہ برای حروف قرآن ضرورت دارد آنرا با نقطہ بر پیامبرش نازل کند؟

از این مبحث چنین نتیجہ می‌گیریم کہ رسم‌الخط عربی بسیار قبل از ظہور اسلام وجود داشتہ است و وجود آن با ظہور اسلام وابستہ نبوده است.
علیرغم عدم وجود «تنقیط» و «تشکیل» رسم‌الخط عربی از نظر مورفولوژی چہ قبل و چہ بعد از ظہور اسلام از لحاظ Back bone (ببخشید، ترجمہ‌ای برای این اصطلاح پیدا نکردم) شباهت کامل با هم دارند، اما اگر اسلام بہ گردن زبان عربی حقی داشتہ باشد همانا ایجاد «تنقیط» و «تشکیل»است کہ بہ این رسم‌الخط در دوران اسلامی اضافہ گردیده است و البتہ نیز گسترش آن فرای مرزهای شبہ جزیرهٔ عرب نیز مدیون دین اسلام است.
اما سئوالی کہ می‌شود در اینجا طرح کرد این است کہ در صورت عدم ظہور اسلام آیا زبان عربی این اصلاحات را از سر نمی‌گذراند؟ آیا رفرم‌هایی کہ زبانی از سر‌می‌گذراند یک ضرورت عملی است و دیر یا زود محقق می‌شود و آنرا می‌شود جدا از مسائل پیرامونی توضیح داد؟ پاسخ بہ این سئوالہا البتہ ساده نیست.
خلق اصطلاحاتی از قبیل رسم‌الخط اسلامی (بجای رسم‌الخط عربی ) نہ تنہا از منطق تہی است بلکہ هیچ سندیت تاریخی نیز ندارد. بکار بردن این اصطلاح مرا بیاد پیشنہاد خلیج اسلامی می‌اندازد بجای خلیج فارس.

نتیجہ اینکہ
۱- نظام نوشتاری عربی بمراتب قدیمی‌تر از ظہوراسلام است و اطلاق لفظ «سیستم نوشتاری اسلامی » بہ آن نادرست است
۲- زبانہای عضو خانوادهٔ زبانہای ایرانی بہ دلایل تاریخی از این نظام نوشتاری برای انتقال مفاهیم زبانی خود از آن استفاده می‌کنند این زبانہا اما از لحاظ زبانی بکلی با زبان عربی تفاوت دارند. برای تسہیل در بیان مطالب تغییرات کوچکی توسط غیر عربہائی کہ از سیستم نوشتاری عربی استفاده می‌کردند در آن داده شد تا در امر انتقال مفاهیم زبانی خود تسہیل نما‌یند، مثلا فارسی زبانان بہ زیر «ب» دو نقطہ اضافہ کرده کہ حرف «پ» از آن بسازند زیرا کہ در زبان عربی حرف «پ» وجود ندارد، همین کار را با افزودن سہ نقطہ بروی «ر» برای ایجاد «ژ» و یک سرکش بروی «ک» برای ایجاد حرف «گ» انجام شده است. این روند در مورد زبانہای کردی و اردو و…. نیز صدق می‌کند. از نکاتی کہ باید در این مورد بہ آن اشاره نمود این است کہ فارسی زبانان علیرغم استفاده از حروف الفبای عربی در هنگام نوشتن هنوز پس از ۱۵۰۰ سال قادر نیستند (یا مایل نیستند) کہ از حروف الفبای عربی در هنگام سخن گفتن بتمامی و درستی و چنانکہ عربہا تلفظ می‌کنند استفاده نمایند، اصولا بسیاری از حروف الفبای عربی معادل فارسی ندارند. مثلا حروف «ت» و «ط» هر دو «ت» تلفظ می‌شود(مانند اطاق و اتاق، باطری و باتری، بلیط و بلیت)، حروف «ث» و «س» و «ص» همگی در نزد پارسیان «س» تلفظ می‌شود. حروف «ذ»، «ز»، «ض»، «ظ» همگی «ز» تلفظ می‌شود و حرف «ع» نیز «ا» (عرب را ارب تلفظ می‌کنیم) تلفظ می‌گردد. نیز زمان ورود حروف خاص زبان فارسی و اینکہ چہ کسی یا کسانی بہ این کار مبادرت ورزیدند معلوم نیست ولی چیزی کہ قطعی بنظر می‌آید این است کہ اینکار می‌باید پس از سدهٔ چہارم هجری انجام شده باشد، چرا کہ دانشمند ایرانی ابو ریحان بیرونی (زادهٔ ۳۶۲ هجری، درگذشته ۴۴۰ هجری)، نسبت بہ نوشتن پارسی با رسم‌الخط عربی بسیار منتقد بوده و یکی از دلایل اینکار نیز عدم وجود حروفی کہ پاسخگوی متطلبات زبان فارسی باشد می‌دانستہ است. لذا این امر می‌باید پس از درگذشت وی انجام گرفتہ باشد.


در زمینۂ تکنولوژی کامپیوتر، شرکت اپل و نیز بعدها کنسرسیوم یونیکد تعریف دقیقی از سیستم نوشتاری عربی یا Arabic Script System ارائہ می‌دهد. این مشخصات امروزه توسط ارگانی بین‌المللی بنام یونیکد بصورت همگون تہیہ شده و تمام شرکتہای بزرگ نرم‌افزاری از آن پیروی می‌کنند. طبق این تعریف این سیستم نوشتاری بہ مجموعہ تکنیک‌هائی اطلاق می‌شود کہ بہ کاربر امکان تحریر و ویرایش تعدادی از زبانہای خاورمیانہ در محیط کامپیوتر را فراهم می‌سازد. پردازش Arabic Script Sytem موجود در سیستم عامل اپل توسط موتور متن سیستم عامل اپل بنام CoreText انجام می‌گیرد. CoreText کہ اخیرا جای ATSUI وATS را گرفتہ وظیفۂ دوگانۂ پردازش سیستمہای نوشتاری مختلف (مانند Roman, HAN, CJK, RTL) ونیز رندر کردن امکانات پیشرفتۂ خطوط مختلف را می‌دهد (خصوصا ‬Zapfino وApple Chancery درسیستم Roman دراینمورد قابل ذکراست). Arabic Script Sytem بنابر مشخصات یونیکد، زبانہای عربی، فارسی، کردی، بلوچی، اردو، پشتو، دری، پنجابی و زبان ایغوری را تحت پوشش خود دارد.‬‬

از ویژگیہای سیستم نوشتاری عربی موارد زیر مورد توافق است

۱-RTL، بدین معنا کہ جہت جریان متن از راست بہ چپ است
۲-Bidirectionality، بدین معنی کہ حروف در این سیستم نوشتاری بطور عمده از راست بہ چپ نوشتہ می‌شوند ولی جہت نوشتاری اعداد از چپ بہ راست است، لذا لفظ دو جہتہ بودن نیز بدان اطلاق می‌گردد.
۳-Cursive Connectivity، بدین معنا کہ در این سیستم نوشتاری در اکثر موارد حروف بہ هم متصل شده و کلمات را تشکیل می‌دهند
۴-Contextuality، بدین معنا کہ حروف بستہ بہ موقعیت آنہا در کلمہ بہ اشکال مختلف نمایش داده می‌شوند. اکثر حروف یا دبیره‌ها دارای اشکال ابتدائی، میانی، انتہائی و مجزا هستند. اینکہ کدام شکل بکار رود بستۂ بہ جای آنہا در کلمہ دارد و موتور متن آنرا بطور اتوماتیک روی صفحۂ نمایش رسم می‌کند.‬‬‬

نماد کاربر
Ahmad
Site Admin
 
پست‌ها : 1279
تاریخ عضویت: 30 مه 2004, 17:33
محل سکونت: سوئد

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Ilia » 15 دسامبر 2011, 01:03

احمد جان، واقعا دستت درد نکند. بسیار نوشتهٔ جالب و روشنگری بود.

بسیار متشکر!
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 6035
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Nyaiesh » 15 دسامبر 2011, 01:16

سلام دوباره
شما جوابی طولانی نوشتید و در مباحث گذشته دقت شایسته نکردید این بخشی از برداشت‌های شماست که اگر کسی صفحات قبلی را دقیق بخواند می‌فهمد برداشت و پاسخ شما نادرست و شتابزده و البته طولانی است:
نظام نوشتاری عربی بمراتب قدیمی‌تر از ظہوراسلام است و اطلاق لفظ «سیستم نوشتاری اسلامی » بہ آن نادرست است
‎ربط زبان عربی بہ دین اسلام، چنان گوئی این زبان با ظہور این دین پا بہ عرصۂ وجود نہاده نیز هیچ پایہ و اساسی ندارد.
‎اعراب برهمۂ جوانب حیات سیاسی و فرهنگی ایرانیان مستولی شدند

‎اطلاق لفظ اسلامی و یا حتی فارسی بہ نظام نوشتاری عربی (ArabicScripSystem) نہ تنہا امری غریب است بلکہ هیچ عنصری از حقیقت و بار تاریخی نیز در خود ندارد.
اول آن که گفتید: ایرماگ جای مباحث ایدئولوژیک نیست ولی پاسخ شما با کلماتی چون: شکست تلخ، غازیان عرب... همه پاسخی ایدئولوژیک است و نباید جلوی پاسخ دیگران را این گونه ببندیم که: ایرماگ جای این بحث‌ها نیست و طبق قانون این انجمن، تا بحثی رواج دارد و حذف نشده است همه حق دارند پاسخ دهند و در گفتگو شرکت کنند.
مسئله دوم این است که چنین بحثی بسیار پیچیده است و از یک ترجمه نمی‌توان به پاسخ دست یافت چون بحث تاریخ خط بود و سرانجام گفتیم توحیدی نه اسلامی یا فارسی و عربی و هر که به این اسناد بنگرد متوجه می شود که منصفانه‌ترین نام همین است و این پاسخ حرمت همه آیین‌ها را پاس می‌دارد. اگر با دقت می‌خواندید می‌دیدید که از اول من تاکید کردم که عربی نیست به این معنا که عرب آن را پرورش داده باشد و زین سبب دوستان نام بحث را گذاشتند: از نام الفبا تا جهان بینی توحیدی. منظور ما هم از رسم الخط، رسم الخط امروز بود نه ۱۵۰۰ یا ۲۰۰۰ سال پیش.
این که تاریخ خط عربی چهارصد سال یا هزار سال عقب تر از اسلام باشد دلیل درستی نیست زیرا ما عرض کردیم اسلام به آن رواج داد و آن را متحد کرد منظور من این نبود که پیامبر گرامی میان قومی آمد که حرف هم نمی‌زند و ناتوان بودند، اما اقوام عرب آن قدر در زبان مشکل داشتند که یک سرزمین مثل عراق زبان اهل مکه را نمی‌فهمید، برخی از آنان اندکی سواد داشتند و می‌گویند در تمام سرزمین عربستان جز چند نفر همه بیسواد بودند. اسباب کتابت میان ایشان مرسوم نبود و دلیل خاصی برای این‌کارها نداشتند ولی پس از اسلام بسیاری از آن‌ها آن قدر متحد شدند که اکنون جمعیتی چند صد میلیونی زبان یکدیگر را می فهمند این حدیث در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که گروهی از قبیله‌ای نزد ایشان آمدند و گفتند:
هل من امبر امصیام فی امسفر؟
و ایشان با زبان خودشان فرمودند: لیس من امبر امصیام فی امسفر
یعنی آن ها ال هم نداشتند و جایش ام می‌گذاشتند بسیاری از لغات مهجور و صرف افعال مشکل به مدد همین رواج قرآن و دین از میان عرب رخت بست و اکنون زبانی تقریبا استاندارد جایش را گرفته است یعنی عربی بحرینی زبان یک سوری را می‌فهمد و هیچ کدام از این حوادث قبل از دین سابقه نداشت و حتی در سایر تمدن‌ها نیز چنین است و هرجا تمدنی می‌یابید که زبانی واحد و خطی یکسان دارد که در جغرافیایی پهناور استفاده می شود دلیلش دین واحد است خواه بودا در چین باشد و مسیحیت و اسلام در مناطق دیگر.
حتی همان عکس را که آورده‌اید و گفته‌اند نامه‌ای منسوب به پیامبر گرامی اسلام است خود بهترین گواه است که این خط ناخوانا چه قدر تغییر کرده و چرا تغییر کرده؟ و چه کسانی تغییرش دادند؟ شگفت است که اسناد بسیار کمی از خط عربی قبل از دوران اسلام وجود دارد و ان چند سنگ نوشته‌ای که باقی مانده است گواه آن است که عرب به این شیوه عربی نمی نوشته است این مطلب را از ویکیپدیا نقل می‌کنم، البته مدارک دیگری هم به زبان انگلیسی، عربی خواندم که همه گواهند (وصحبت آقای قزوینی هم کمابیش به آن اشاره کرد) و فقط ۵ مدرک سنگی پیش از اسلام از خط عربی موجود است که اصلا با زبان امروز مقایسه نمی‌شود یعنی نه مقدار (فقط حدود پنج عدد) و نه شیوه و الفبایش شباهتی با خط قرآنی ندارد:
تا پیش از اسلام مدرکی دال بر خط و سواد داشتن عرب‌های حجاز نیست، ولی از عرب‌های شمالی عربستان ۵ مدرک که کهنه‌ترین آنها مربوط به ۵۱۲ میلادی است، بدست آمده. از عرب‌های جنوبی (مردم یمنی) نیز آثاری بدست آمده‌است که با حروف خط مسند|مسند می‌نوشتند. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینی از نوشتن خط بی‌بهره ماندند. اما اندکی از آنها که کمی پیش از اسلام به عراق و شام می‌رفتند نوشتن را از آنها آموختند و عربی خود را با حروف نبطی یا سریانی و عبرانی می‌نوشتند.
کتیبه ۲.jpg
یکی از اندک مدارک یافت شده پیرامون شکل خط عربی پیش از اسلام

south arabian alphabet.jpg
یکی از اندک مدارک یافت شده پیرامون شکل خط عربی پیش از اسلام که تفاوت‌های آن با خط جدید از جمله چپ به راست بودن، جدایی حروف و ...مشخص است

اعراب خط نداشته‌اند و خطی که از «‍حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته‌است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده‌است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته می‌شد، خطی که بـا آن، زبان عربی ثبت می‌گردید، به نام خط عربی مشهور گردید.

پس اطلاق لفظ توحیدی و اسلامی بہ نظام نوشتاری عربی (ArabicScripSystem) امری درست است و پر از اسناد تاریخی است. چه سندی از این واضح‌تر که مدرکی پیش از اسلام نداریم که عربی را به شیوه امروز بنویسند؟ یعنی خوانا و نقطه‌دار و از راست به چپ
چه سندی روشن‌تر از آن‌که سیر تحول خط ما، با قرآن بررسی می‌شود یعنی برای بررسی هر نوع خط، از قرآن‌های خطی مدد می‌گیرند تا خطوط شایع در آن زمان و سیر تحولش را معرفی کنند نه کتاب‌های دیگر؟
همچنین درختی هم که شما آوردید ربطی به بحث ما نداشت چون بحث ما رسم الخط است و نه زبان، کجای این بحث گفته شد که مثلا زبان ما عربی است که شما می‌گویید : خیر، هند و اروپایی است؟ من هم می‌دانم زبان ما در تقسیم بندی زبان شناسان شاخه‌ای از زبان‌های هند و اروپایی است ما از رسم الخط گفتیم نه زبان. و هرکه این دو را مخلوط کند دقت کافی نکرده است زیرا بسیاری زبان‌ها از رسم الخط دیگری پیروی می‌کنند ترک‌ها لاتین می‌نویسند کشورهای شوروی سابق فارسی و ترکی و قرقیزی حرف می زنند اما رسم الخط روسی دارند و...
اما آن‌چه پیرامون تغییر زبان تمدن ها گفتید هم اتفاقی طبیعی است که در هر دوره‌ای می‌افتد مگر توسعه تمدن ایران در گذشته سبب نشد که زبان بخش‌هایی از هند و ترکیه و تاجیکستان و حتی عراق فارسی شود و هنوز این اثر مشاهده می‌شود؟ مگر تمدن لاتین هنگان حمله به کانادا و پرتقال و آمریکای جنوبی و ایالات متحده زبان آن مردم را تبدیل به لاتین نکرد؟ آیا اسپانیولی و انگلیسی و فرانسوی زبان اصلی مردم برزیل و آمریکا و کِبِک است؟
مسئله دیگر اشاره شما به تغییر نکردن فرهنگ ماست در همین هم دو نکته بسیار مهم نهفته است: اگر ایرانیان به اجبار دین‌دار شده بودند و به قول شما عرب بر همه چیزشان جز زبان مسلط گشته بود پس از زمان کوتاهی که عرب رفت و سلسله های ایرانی سامانیان و صفاریان آمدند باید دینشان را هم عوض می‌کردند اما این اتفاق نیفتاد و مردمی که برابر تغییر زبان مقاومت کردند و شاهنامه سرودند برابر تغییر دین مقاومت نکردند و حتی بسیاری از ایشان مکتب شیعه را برگزیدند که آیین عامه مسلمانان نبود و سرسخت ترین آیین اسلامی بود و حتی خلفای سه گانه را هم قبول نداشت.
برین زادم و هم برین بگذرم چنان دان که خاک پی حیدرم (شاهنامه فردوسی)
جمع آوری قرآن توسط عثمان نیز نتیجه همان ترجمه خالی است زیرا این قول را بسیاری مسلمانان قبول ندارند و این کار را در زمان خود پیامبر گرامی می دانند و سپس بقیه صحابه و علی بن ابیطالب را بانی و ادامه دهنده آن می‌دانند و اکنون نیز تنها قرآنی که از آن زمان یادگار است و منسوب به مولای متقیان است و بنام مصحف حجاز، توسط یونسکو چاپ شده است.
حتی اگر این را هم قبول نکنید روایت فعلی قرآن را که به مصحف عثمانی نسبت دادید هم صحیح نیست زیرا قرآنی که امروز در همه ممالک اسلامی رایج است روایت حفص از عاصم از علی بن ابیطالب است و روایت عثمان بن عفان همان روایت حفص از عاصم کوفی از علی بن ابیطالب است که این روایت علوی بهترین روایت قرآن میان همه روایت‌ها، شناخته شده است و شیعه و سنی آن را چاپ می‌کنند اما گروهی نام مولای متقیان را نمی‌برند و آن را به عثمان نسبت می‌دهند اما این قرآن فقط به دستور عثمان انتخاب شده است نه این که او جمع آوری کرده باشد زیرا حفص از عاصم و عاصم از عبدالرحمن سلمی و او هم از امیرالمومنین قرائت کرده است:
عاصم بن بهدلة أبي النَّجُود الكوفي، وقيل اسم أبيه عبد الله وكنيته أبو النجود، واسم أم عاصم "بهدلة" وكنيته أبو بكر، وهو أحد القراء السبعة (من قراء الشاطبية)، وهو تابعي جليل. وإسناد عاصم في القراءة ينتهي إلى عبد الله بن مسعود وعلي بن أبي طالب رضي الله عنهما، ويأتي إسناده في العلو بعد ابن كثير وابن عامر، فبين عاصم وبين النبي صلى الله عليه وسلم رجلان.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8% ... 9%81%DB%8C
اشاره‌های شما به نقطه‌گذاری واعراب همه تایید بحث ما و نام توحیدی بود زیرا خود معترفید که دین سبب شد که قرآن نقطه‌دار شود و اعراب گیرد و آز آن شکل ناخوانا خارج شود و اگر آن وسواس و احترام به درست خوانی و زیبانویسی کلام خداوند نبود نه آن زبان نقطه دار می شد و نه اعراب می گرفت و این همه حرف ما بود.
پس از آن نیز بحث را نیمه کاره رها کردید و نگفتید چرا خط کوفی باز هم تغییر کرد و اقلام ششگانه پدید آمد و خوشنویسان غیر عرب چه اثر مهمی بر آن تغییر داشتند اما اصل بحث ما همین‌جا بود زیرا شکوفایی رسم الخط عربی از زمانی بود که خطوط ششگانه ساخته شد و همه معترفند که ابن بواب شیرازی و یاقوت حبشی و بسیاری خطاطان غیر عرب در سراسر جهان اسلام این حادثه را پدید آوردند که امروز ما خطی زیبا و با شکوه داریم و موزه‌های خارجی گاه حاضرند یک میلیون دلار بدهند و قرآنی خطی داشته باشند. حتی این سیر تکامل رسم الخط تا امرز نیز ادامه دارد و زیبانویسی کلام خدا بزرگترین مشوق خطاطان و هنرمندان است:
Rayhan_Quran.jpg
برگی از مصحف ریحان اثر استاد بهرام سالکی هنرمند معاصر

حرف آخرتان پیرامون تقسیم بندی یونیکد هم ربطی به بحث ما نداشت و اصلا دلیل علمی نیست این چند شاخصه مثل راست و چپ بودن و اتصال یا عدم اتصال حروف، راهنمای شناخت خط در رایانه و تعریف زبان مناسب آن است نه منشأ خط. آن‌ها با این کار خطوط را از یکدیگر جدا می‌کنند تا بتوانند به طراحی صفحه کلید و قلم و استانداردهای دیگر بپردازند و هیچ وقت وارد جزئیاتی چون منشأ خط و تحول طولانی آن نمی‌شوند. کی دلِ آن‌ها به حال زبان ما سوخته که حال چشم بسته گوش به حرفشان دهیم؟ آیا رواست که این همه سند و مدرک را کنار بگذارم و به حرف چند نفر خارجی در استاندارد یونی کد گوش دهم؟ یادم نمی‌رود که در آغاز همین آقایان فارسی را زیر مجموعه عربی در ویندوز کرده بودند ولی حالا آن را جدا ساخته‌اند. استاندارد یونی کد دنبال یکسان سازی خطوط و اجرای آن در تمام محیط‌های نرم افزاری است نه خط شناسی مثلا آن چه به عنوان استاندارد یونی کد در خط چینی تصویب شده است الگوی الفبای ژاپنی و کره‌ای را هم در خود دارد زیرا آن‌ها بسیار شبیهند اما شما قبول می‌کنید که یکی باشند و چون یونی کد آن‌ها را در قسمت چینی ثبت کرده پس فقط چینی هستند و دیگران آن را توسعه نداده‌اند؟ پس حق ۱۳۰ میلیون ژاپنی و دیگران در توسعه آن چه می‌شود؟
حرف کوتاهی که از اول بحث زدم و هنوز دلیلی بر تغییرش نیافتم همان اثر دین بر خط است که الفبای ما هم یکی از آن هاست و من آن را توحیدی می‌خوانم و هرگز آن را خنده‌دار نمی‌دانم بلکه به این نامگذاری افتخار می‌کنم زیرا ما را با ریشه‌هایمان آشنا می‌سازد.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 348
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط chitsaz » 16 دسامبر 2011, 13:37

یک نکته و چند سوال :
اول اینکه در زبان های آوا نگاشت مبحث الفبا به زبان مربوط می شود و خط به نوع نگارش آن که ممکن است زبان دو ملت یکی باشد ولی خطشان متفاوت باشد.
مثلا زبان فارسی دری که در تاجیکستان به خط سریلیک (روسی) نوشته می شود.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%B7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

و سوال از شمایی که خط مورد بحث را توحیدی می نامید :

اول اینکه زمان ظهور اسلام پیامبر اکرم (ص) دستور نگاشتن قرآن کریم را به کاتبان وحی با چه خطی داد ؟
و کلام وحی با چه خطی نگاشته شد ؟
و دوم اینکه این نوع نگاه را در رابطه با خطوط دیگر جهان که بعضا به دلایل مشابه رواج و تکامل یافتن نیز دارید و آنها را نیز توحیدی مینامید ؟
و اگر بله چگونه تمایز بین این خطوط را روشن می کنید ؟
نماد کاربر
chitsaz
 
پست‌ها : 72
تاریخ عضویت: 26 ژوئیه 2010, 20:15

Re: از نام الفبا تا جهان‌بینی توحیدی

پستتوسط Nyaiesh » 16 دسامبر 2011, 14:33

chitsaz نوشته است:[نمایش]
یک نکته و چند سوال :
اول اینکه در زبان های آوا نگاشت مبحث الفبا به زبان مربوط می شود و خط به نوع نگارش آن که ممکن است زبان دو ملت یکی باشد ولی خطشان متفاوت باشد.
مثلا زبان فارسی دری که در تاجیکستان به خط سریلیک (روسی) نوشته می شود.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%B7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

و سوال از شمایی که خط مورد بحث را توحیدی می نامید :

اول اینکه زمان ظهور اسلام پیامبر اکرم (ص) دستور نگاشتن قرآن کریم را به کاتبان وحی با چه خطی داد ؟
و کلام وحی با چه خطی نگاشته شد ؟
و دوم اینکه این نوع نگاه را در رابطه با خطوط دیگر جهان که بعضا به دلایل مشابه رواج و تکامل یافتن نیز دارید و آنها را نیز توحیدی مینامید ؟
و اگر بله چگونه تمایز بین این خطوط را روشن می کنید ؟

سلام
اول مجبورم دوباره حرفی را که در آغاز این بحث عرض کردم برای شما و احمد بازگویم:
این خط عربی نیست دلیلش طولانی است که ان شاء اللّه بعدها خواهم گفت اما مطمئن باشید این خط نه عربی است و نه فارسی و نه ترکی و هم عربی است و هم فارسی و هم ترکی.
آن چه در مورد زبان تاجیکی فرمودید هم، کامل‌ترش را خود من در جواب بالایی گفته بودم و نیازی به آن نبود در آن مثال از الفبای لاتین ترکیه و روسی کشورهای شوروی سابق مثال زدم، البته این جا هم نکته مهمی روشن می‌شود و آن این که الفبای بسیاری از آن کشورها قبل از دوران آتاتورک و کمونیسم، همین رسم الخط ما بوده است و امروز مردم آن کشورها بخصوص تاجیکستان بسیار از رسم الخط روسی ناراحتند و آن را نمی‌خواهند اما بر سر دوراهی‌اند زیرا حدود ۱۰۰ سال است که به اجبار روسی می‌نویسند و کتاب‌های ادبی و علمی زیادی به این الفبا دارند و از طرف دیگر رسم الخط مادری آن‌ها که قرن‌ها زحمت بسیاری برایش کشیده‌اند همین الفبای ماست. حال مشخص می‌شود چه کشورها و زبان‌هایی این رسم الخط را پرورش داده اند و حق نیست آن را به نام قومی خاص بخوانیم، اگر شما دلیلی دارید که ثابت کند پیش از اسلام عرب این گونه می‌نوشته بیاورید چون من چیزی نیافتم و همه دلایلی که احمد هم آورد مثل نامه یا قرآن بی نقطه مربوط به سال ها بعد از اسلام است زیرا قدیمی‌ترین نسخه قرآن که اکنون در اختیار ماست حدود چهل سال تا یک قرن پس از بعثت نگاشته شده است (اگر مصحف تاشکند یا یونسکو را قبول کنیم) و کسی از قبل آن خبر ندارد اما این که پیامبر اکرم به کاتبان وحی دستور می‌داده است چگونه بنویسند بر هیچ کس معلوم نیست چون در آن زمان جز چند نفر کسی باسواد نبوده است و ایشان اسیران را آزاد می‌کردند به شرط آن که چند مسلمان را باسواد کنند،اما هر اتفاقی افتاده بعد از این تاریخ بوده است و مردم غیر عرب همیشه پیشتاز توسعه این خط بوده‌اند زیرا اصلا آن را درک نمی‌کردند ولی عرب کم و بیش با آن سازگار شده بود و بسیاری از آن را در حفظ داشت چون زبان مادری‌اش بود و اگر دین در همان زاویه می‌ماند بعید می‌دانم خط پیشرفت می‌کرد. دانشمندان نیز خط را قبل از این دوره:
Pre-Islamic Arabic inscriptions نامیده‌اند و این خود نشان از قبول تحولی است که اسلام بر خط ما ایجاد کرده است. البته شاید به نظر ما حرف خنده‌داری زده‌اند!
این مطلب هم از ویکیپدیاست:
در آغاز دوران اسلامی مسلمانان تلاش کردند قرآن را به نگارش در آورند. و عدهٔ کمی از آنها که نوشتن می‌توانستند شامل «علی‌بن ابی طالب»، «عمربن خطاب» و «طلحة بن عبیدالله» قرآن را به نگارش درآوردند. در این نگارش از حروف نبطی یا سریانی(سطرنجیلی) استفاده شد. خط‌های نبطی و سریانی هر دو از خط آرامی منشا گرفته بودند. در این خط ابهامات زیادی بود و حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» در میان واژه‌ها نوشته نمی‌شد.

و دوم اینکه این نوع نگاه را در رابطه با خطوط دیگر جهان که بعضا به دلایل مشابه رواج و تکامل یافتن نیز دارید و آنها را نیز توحیدی مینامید ؟
و اگر بله چگونه تمایز بین این خطوط را روشن می کنید ؟

بله من چنین اعتقادی دارم و اصلا نام نظریه دین و تمدن همین است و تمایز میان آن‌ها هم کاری ساده است چون هیچ وقت الفبای چینی و اسلامی اشتباه نمی‌شود و شناخت نوع خط آسان‌ترین کار است چون شکل و جغرافیای آن متفاوت است مثلا شما هم با چند مرتبه دیدن الفبای مصریان باستان آن را به خاطر می‌سپارید و باز می‌شناسید و از دیگر الفباها تمییز می‌دهید اما خواندنش نیاز به تجربه و دانش دارد.
آغاز خط و این که خط چگونه به وجود آمد از سؤالاتی است که جواب قطعی ندارد و هرکس حرفی زده است مبنایش گمان است اما شکی نیست که توسعه خط سبب ایجاد تمدن‌ها بوده است و همه تاریخ شناسان بر آن اتفاق دارند که اگر خط نبود هیچ علمی پدید نمی آمد زیرا انسان قدرت ضبط نداشت و اگر چاپ هم نبود علوم به این سرعت گسترده نمی‌شدند، و با تحقیق منصفانه و مردانه می فهمیم دین در همه تمدن‌ها موتور توسعه خط و نوشتن بوده است و همیشه باسوادان موبدان و دینوران بوده‌اند و دیگر مردم از آنان سواد می آموخته‌اند.
البته قرآن حکیم نیز در آیاتی حتی اختراع خط را هم به انبیاء نسبت می‌دهد که خود نشان از اعجاز آن است:
رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ ۚ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [٢:١٢٩]
پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ [٣:١٦٤]
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ [٦٢:٢]
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!
اما در پایان چند نکته را به دوستان پرحوصله عرض کنم:
بنده هیچ وقت قصد نداشتم در ایرماگ بحث دینی راه بیندازم و اصلا هنوز در ایرماگ عنوانی نساخته‌ام و بیشتر از تجربه دوستان استفاده می‌کنم و از اول هم به همین نیت عضو شدم نه چیز دیگر از ابتدای این بحث هم کوشیدم آن را به فرصتی دیگر و جایی دیگر بکشانم که موفق نشدم و بخشی از حرف‌ها، پیش از انتشار در این‌جا مطرح شد چون پاسخ به سؤال واجب است وگرنه من هم چون دیگران کار و مشغله دارم.
آقای چیت‌ساز هم گمان نکنند من قصد پیکار با ایشان را داشتم و غرض پاسخ به اندیشه‌ای بود که میان بسیاری عرب زبانان خانه کرده است و به ما رسیده است وگرنه ایشان با حوصله به حرف‌ها گوش دادند و از ایشان ممنونم و یک درصد هم قصد پاسخ به شخص ایشان نبود.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 348
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

قبلی


بازگشت به متفرقه


کاربران حاضر در این انجمن: بدون کاربران آنلاین و 6 مهمان