انجمن ویکی قلم‌های فارسی
ورود / عضویت

نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

بخش موضوعات متفرقه

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط AliGhz » 16 ژوئیه 2017, 03:37

iShahin نوشته است:[نمایش]
دو ویدیو هست از کیارستمی عزیز که توصیه میکنم حتما ببینید:

یک تکه از مصاحبشون: عباس کیارستمی: رویا یک پنجره است ....



و این یک سکانس زیبا از فیلم "طمع گیلاس‌" را حتما ببینید:



شاهین جان این سکانس طعم گیلاس چقدر خوب بود. یعنی بدجوری خوب بودها! دمت گرم! دم عباس کیارستمی هم گرم!

راستی این کتاب «سر کلاس با کیارستمی» هم کتاب خیلی خوبی است. من انگلیسی‌اش را دارم (الان خیلی گران شده! من پارسال خریدم و فکر کنم حدود ۲۰ دلار بود). نسخهٔ فارسی‌اش هم شنیده‌ام خوب و پاکیزه منتشر شده.

http://shahreketabonline.com/products/37/160358/

کد: انتخاب همهٔ
http://anthropologyandculture.com/fa/هنر-و-ادبیات/2001-درباره-کتاب-سرکلاس-با-کیارستمی


https://www.bookdepository.com/Lessons- ... 948&sr=1-1
 Think Different.
نماد کاربر
AliGhz
Site Admin
 
پست‌ها : 2000
تاریخ عضویت: 14 نوامبر 2009, 16:55
محل سکونت: تورنتو/تهران

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط Behnam » 16 ژوئیه 2017, 06:51

Ilia نوشته است:[نمایش]
https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Maryam_Mirzakhani

کد: انتخاب همهٔ
https://fa.wikipedia.org/wiki/مریم_میرزاخانی


ترانه‌ای با اجرای دختردایی مریم به یاد مریم

https://www.youtube.com/watch?v=gyFihrfD06Y
نماد کاربر
Behnam
 
پست‌ها : 3531
تاریخ عضویت: 27 مه 2004, 04:44
محل سکونت: کانادا

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط Arzhang » 16 ژوئیه 2017, 17:12

AliGhz" نوشته است:[نمایش]
دم عباس کیارستمی هم گرم!

علی جان داغ ما را تازه نکن...
نماد کاربر
Arzhang
Site Admin
 
پست‌ها : 1334
تاریخ عضویت: 17 اوت 2009, 15:06
محل سکونت: مونترآل

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط Ilia » 16 ژوئیه 2017, 19:17

IMG_0044.jpg

بیست سال پیش از این حادثه جان بدر برده بود. نمیدانم چطور آدمهای با‌ارزش اینطور جوان میمیرند و بدردنخورها همینطور سایه‌شان بالای سر ما میماند!



Behnam نوشته است:[نمایش]
Ilia نوشته است:[نمایش]
https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Maryam_Mirzakhani

کد: انتخاب همهٔ
https://fa.wikipedia.org/wiki/مریم_میرزاخانی


ترانه‌ای با اجرای دختردایی مریم به یاد مریم

https://www.youtube.com/watch?v=gyFihrfD06Y
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5995
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط AliGhz » 22 مارس 2018, 14:53

69CA8795-E028-4B4B-9EC9-03B8C32001E9.jpeg

داریوش شایگان هم رفت...

کد: انتخاب همهٔ
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/داریوش_شایگان
 Think Different.
نماد کاربر
AliGhz
Site Admin
 
پست‌ها : 2000
تاریخ عضویت: 14 نوامبر 2009, 16:55
محل سکونت: تورنتو/تهران

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط Ilia » 11 آوریل 2018, 23:39

MEJ3.jpg
MEJ3.jpg (8.11 KiB) - بازدید 3499 بار

یکی از شانس های من در دوران دانشجویی گرفتن دو واحد کلاس «تجزیه و تحلیل آثار هنری» با محمد ابراهیم جعفری بود.

ریاست دانشگاه هنر زمانی که من وارد آن شدم در دست یک مهندس بود که در کلاس هایی که با او داشتم، چیزهایی مثل نقاشی را به سخره میگرفت. اما استادان خوبی از قدیم در دانشگاه مانده بودند مثل همین ابراهیم جعفری.

یادش به خیر چه حرارت و شوری در او بود. دانشجوهای آن زمان بخاطر سیاست مسخرهٔ سهمیه بندی کنکور، همه جور موجود بیربط و بی استعدادی در میانشان پیدا میشد. حالا در کلاسی که مثلا دانشجوی سال چهارم نقاشی احمقی هنوز هم مثل مادربزرگش پیکاسو را مسخره میکرد (باورش سخت است، اما واقعا اتفاق افتاد)، ایشان بایستی فهمیدن آثار هنری را آموزش میداد…

…خیلی چیزها از او یاد گرفتیم. بر خیلی ها منت دارد. حالا چقدر قدرش را میدانستند یا نه نمیدانم.

MEJ.jpg
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5995
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط AliGhz » 26 مارس 2019, 13:52

فقط سه کلمه و دیگر هیچ: سیل در ایران :(
 Think Different.
نماد کاربر
AliGhz
Site Admin
 
پست‌ها : 2000
تاریخ عضویت: 14 نوامبر 2009, 16:55
محل سکونت: تورنتو/تهران

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط Amir_S » 27 مارس 2019, 00:54

در توییتر یک نفر از فردوسی نقل قول کرده بود که:
به جویی که یک روز بگذشت آب
نسازد خردمند ازو جایِ خواب
MacBook Pro 990:
13" Unibody, CPU: 2.26GHz, RAM: 4 GB, SSD: 250GB, HDD: 160GB
OSX 10.11.6
OSX 10.13.2
•••
iPhone 4S: 32GB
iOS 9.5.3
•••
iPhone 7Plus: 128GB
iOS 11.2.5
•••
iPad Air 2: 64GB-4G
iOS 11.2.5
نماد کاربر
Amir_S
Site Admin
 
پست‌ها : 1766
تاریخ عضویت: 16 ژانویه 2010, 22:00
محل سکونت: تهران

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط AliGhz » 31 اوت 2019, 15:18

مهدی شادمانی خبرنگار و روزنامه‌نگار ورزشی بود. چند سال پیش سرطان گرفت. اما به جای اینکه مغلوبِ درد و رنج سرطان شود، سرطان را مغلوب صبر و منشِ شکرگزارانهٔ خود کرد. او امروز صبح پر کشید. خواندن توئیت‌هایش هنوز می‌تواند حال آدم را خوب کند. و «زنده بودن» مگر جز این است که حتی اگر نبودی، یادت و کلامت حال آدم‌ها را خوب کند و دل‌های مرده و در شرفِ مرگ را گرما ببخشد؟
پیوست‌ها
5C228B94-8D12-4A63-BDD3-89AF83328E11.jpeg
E1AE5446-A978-4938-9408-082D042A76F8.png
92F2773F-1DC5-46EC-A19B-93F8C8B29D0C.jpeg
E54BB780-A5E9-43A1-ACF9-E066AC8A4803.jpeg
 Think Different.
نماد کاربر
AliGhz
Site Admin
 
پست‌ها : 2000
تاریخ عضویت: 14 نوامبر 2009, 16:55
محل سکونت: تورنتو/تهران

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط Nyaiesh » 31 اوت 2019, 23:09

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق
ثـبـت است بر جریده عالم دوام ما
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 340
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط AliGhz » 28 مه 2020, 15:39

با داسی در دست…



مرد، با داسی در دست راست که قطره‌های خون از آن می‌چکید، عرق پیشانی‌اش را با پشت آستین دست چپش پاک کرد. فکر می‌کرد کار درست را انجام داده، اما سوزی در ته معده‌اش ناآرام‌اش کرده بود. نه ادامه زندگی برایش خوشایند بود و نه آماده بود تا مرگ را با آغوش باز بپذیرد. آن حس شرمساری با خون شسته نشده بود که هیچ، حالا حس عمیق گناه هم داشت راه نفسش را تنگ می‌کرد.

شاید از بخت خوبش بود که جنایت او، آغازگر حرکتی اجتماعی شد برای متوقف کردن اعمالی نظیر این که هرازگاهی، حال جامعه را خراب می‌کرد و وجدان جمعی را به درد می‌آورد. جامعه، برخلاف همیشه، خون نخواست. نخواست که از سرِ بی‌حوصلگی و عصبیت، یک زندگی دیگر را هم بگیرد و کل ماجرا را با فرستادن به زیر فرشِ غفلت، از یادها ببرد.

جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، هنرمندان، قانون‌گذاران و همه کسانی که سرنوشت جامعه و آدم‌هایش برایشان مهم بود، شروع کردند به تحلیل زمینه‌های فرهنگی و جامعه‌شناختی و روانی که زمینه‌های بروز جرم را فراهم کرده بودند و در لحظهٔ کشاندن تیغ داس به گلوی دختر، حس پشیمانی و وجدان را از قاتل ــ که از قضا پدر دختر بود ــ گرفته بودند.

*

بعد از مدت‌ها، مرد هم احساس کرد نوری را در ته این همه سیاهی دارد می‌بیند. سوزش ته معده‌اش کمتر شده بود و راحت‌تر از قبل نفس می‌کشید. از زندان که بیرون آمد، همان کاری را با جدیت بیشتر ادامه داد که از درون زندان، با حمایت و هدایت چند کوچ و روان‌شناس و جامعه‌شناس مجرب، شروع کرده بود. او بنیانگذار جنبشی مدنی و غیرانتفاعی شد برای آگاه کردن مردان و زنان، پدران و مادران، تا بتوانند رابطه‌ای بهتر با فرزندان خود داشته باشند و با هر خطای آنها (که چه‌بسا خود با تربیت غلط و بی‌توجهی و بی‌مهری مسبب آنند)، از کوره به در نروند. او به دل طوفان و تا ته چاه رفته بود و می‌دانست که چه حس خردکننده‌ای دارد.

عصر یک پنجشنبه، مرد به‌تنهایی سر قبر دخترش رفت. همان دختری که سال‌ها پیش، وقتی که خواب بود، گلویش را با داس بریده و سر از تنش جدا کرده بود. می‌دانست که دخترش دیگر زنده نمی‌شود. اشکی از گوشه چشمانش روانه شد اما خوشحال بود که خون دخترش پایمال نشده است. حالا، دختران زیادی بودند که زندگی‌شان را مدیون همان کارهایی بودند که مرد تمام عمرش را به پای آنها گذاشته بود. سرش را روی قبر دخترش گذاشت و با رضایت، روحش را به به دست فرشته‌ای سپرد که برای بردن آن به آسمان آمده بود.



▫️علی‌اکبر قزوینی
 Think Different.
نماد کاربر
AliGhz
Site Admin
 
پست‌ها : 2000
تاریخ عضویت: 14 نوامبر 2009, 16:55
محل سکونت: تورنتو/تهران

پاسخ: نمی‌دونم چرا این رو اینجا می‌نویسم…!

پستتوسط rezag5 » 06 ژوئن 2020, 19:56

هر چند بنده هیچ ارزشی برای "غیرت" قاعل نیستم ولی ظاهرا غیرت و نژاد پرستی در ذهن تعدادی از هموطنان یکیست.
در ضمن چقدر آمریکا مشکل نژاد پرستی دارد و فقت ما خوبیم.
پیوست‌ها
102663052_2655451028112120_1007505607160233984_n.jpg
نماد کاربر
rezag5
 
پست‌ها : 273
تاریخ عضویت: 16 ژوئیه 2014, 14:58

قبلی


بازگشت به متفرقه


کاربران حاضر در این انجمن: بدون کاربران آنلاین و 1 مهمان